جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت بیست و یک :
«سی دقیقه مانده به غروب شاران»
«روبهرو دروازه اصلی ورودی شهرک برجهای شاران»
خورشید رفته رفته داشت پشت برجهای شاران قایم میشد؛ و اینجوری باد سرد و خنک بهاری رو بهمون داد.
این موقع از سال همیشه بادهای تندی میوزه، مخصوصا موقع غروب. اما آسمان خراشهای شاران این اجازه رو به باد ندادن و فقط شدت کمی ازش عرق روی پیشونیم رو خشک میکرد.
بندهای کوله پشتیم رو بین انگشتهای
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
وناز
0اصلا هر پارت آدمو شوکه میکنه هیجان میده وای این رمان خیلی خوبه خیلی خوشحالم دارم میخونمش
۱ ماه پیشوناز
0واکنش هاشون خیلی عالی بود این سامو چقد باحاله منم میخوامش
۱ ماه پیشوناز
0این همه نگفت زن آرینم الانم گفت از زاویر حامله ام از دست تو هانا😂
۱ ماه پیشملکه ی دلقک
0دلم میخواد برای واکنش سامو و راشا بمیرم خداااا🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۲ ماه پیشفن شتر بیابونی
1مود زاویر :به شیر شتر بیابونی قسم این گ. ه میخوره
۲ ماه پیشحامله
0بابا قضیه فیلم ترکیه شد ک
۲ ماه پیشسامو🤣
0بغضتو عشقه🤣🤣🤣
۲ ماه پیشپروانه
26زاویر مردم خودشو برای بد جلوه دادن شورشیا کشت حالا چرا بابد بخاطر کسی که از نلینه موقعیتشو به خطر بندازه؟ اون هم با یکبار دیدن هانا
۴ ماه پیشزن ایلیا
3چقد حق گفتی حاجی، خیلی باهات موافقم
۴ ماه پیشتوت فرنگی
9من که میدونم زاویه داره زیر زیرکی ی غلطایی میکنه ولی نمیتونم ثابت کنم
۴ ماه پیشهمتا
0حتما فکری داره شک نکن
۳ ماه پیشهمتا
0عاقا هانای دیونه فک کنم بد برداشت کرد از وصیت نامه مامانش عاقا اگه هانا با زاویر ازدواج کنه مثل مامانش میشه نباید اونجوری بشه💔🙂
۳ ماه پیشغزال
2شتتتت دهنتت سرویس🤣🤣🤣🤣
۴ ماه پیشmelisa
5سامو کپی مهرداده
۴ ماه پیشزاویر لاور
10بَن حامیلیم😔🤰
۴ ماه پیشپریا
0وای مردم 🤣🤣🤣
۴ ماه پیشYokai
1دنیا به آخر رسیده میکائیل فحش داد؟ یا اکثر *** زاده ها
۴ ماه پیشهیتر نگار
6آقا چطور میگید ایلیا شبیه آیواره ؟ آیوار بدبخت همه باهاش دشمنی داشتن ولی ایلیا خیلی محبوبه
۵ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
و حتی براش مهم نیست کی رئیسه
۵ ماه پیشمدوسا
0کی با آیوار مشکل داشتتت؟؟؟
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

....
1دیگههع نمیتانیاهومم