پارت سی و نهم :

_ پس اون دختر پارسی که به قلعه کانای اومده، شما هستید؟!

و لیلی جوابش داد:

_ بله خانم!.. من لیلی هستم!... از آشناییتون خوشوقتم!

و دستش را به سمت آی سو دراز کرد تا با او دست بدهد اما او نگاهی به دست دراز شده ی لیلی انداخت و با گستاخی گفت:

_ شما انتخاب خطرناک ابراهیم خان هستید و اوغلوها نسبت به شما حساسند بنابراین من نمی‌توانم ریسک کنم و با شما دست بدهم چون این کار مم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    چقدر پررو و بی ملاحظه و خود شیفته بود،دختره بی ادب 😠

    ۵ ماه پیش
  • آمنه

    1

    عالی بوددد

    ۷ ماه پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    سپاسگزارم

    ۷ ماه پیش
کپی شد!