عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت سی و پنجم :
صدای شهرام به طرز شگفت انگیزی آرام شد: ببین آلاله خانم! برای اولین بار بود که اسمم را صدا می زد: من از اول هم گفتم این موضوع خیلی جدی نیست!مادر و پدر من خیلی جدیش گرفتن!خوبه که تو هم مثل من جدی نیستی...اما واقعا" بعضی وقتا عصبانی می شم!از اینکه مادر و پدرم برام لقمه گرفتن،حالم به هم می خوره... خیلی احمق بود که آنطور علنی به من ابراز نفرت می کرد. بلافاصله گفتم: شما اگه تابلو بازی در نیاری،هیچ کس
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
متشکرم
۱ ماه پیشفاطی
0منون یه دنیا تشکر بابت پارت رایگانی که میزارین.موفق باشی
۱ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی فاطی جون
۱ ماه پیشامیر
0جالب شد لاله باحاله
۴ ماه پیشتارا
1خانم گل میشه یه پارت هدیه مهمونمون کنی عزیزم
۶ ماه پیشSajede_17
1آره ای کاش امسال زمستونی تر و بارونی تر باشه منم حال وهوای سرد و بارونی رو دوست دارم.
۶ ماه پیشتارا
1وای عالی بود خانم خانما قلمت مانا گلم
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزمی
۶ ماه پیشعسل
1عالی بود عزیزم کلا چند پارته 😁
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم مشخص نیست.
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Zoha
0داره جذاب میشه مرسی مهشاد جون💜💜