شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت هجده :
با کنار رفتن پسر روبهرویم، هیبت مردی را که پشتسرش بود دیدم. اولین چیزی که نظرم را جلب کرد، رنگ چشمهایش بود؛ چشمانی به سبزیِ زمرد. اما نه! مثل زمرد نبود. یک سبز خاصتر، از آن سبزهایی که نمیتوانی تشخیص دهی روشن است یا تیره؟ کدر است یا شفاف؟ لاجوردی یا زیتونی؟ نتوانستم چیزی را به آن سبزهای مرموز نسبت دهم الا «سبزِ لاهیجان»! آن موقع که در تلکابین، بام لاهیجان را بالا میروی و نمیدان
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
روانشناس آینده
1وای شاهیار عالیه😂😂 فقط سرمه از پسش برمیاد کلکش عالیه😂و سیمین بانو که با سرمه ارتباط گرفت و اینکه باید ببینیم جناب شکوهی خانم راد قبول می کنه 😁
۷ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
عاشقتم خب🤣❤
۷ ماه پیشاکرم بانو
2چقد سرمه بانمک و باهوشه،حاضرجواب بودنش رو هم دوست دارم
۷ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ایجونم مهربون😍💜 خداروشکر دوسش دلرید خب🥹🌸💋
۷ ماه پیشV-A
0چه پا رت قشنگ و بی نظیری ممنون بابت قلم زیباتون وپارت هدیه عالی و طولانی موفق باشید
۷ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربونت برم اخه عسلچه😍❤️
۷ ماه پیشهناسه
2واقعا انقدر بی نقص و باهیجان نوشتید منم به مثل شاهیار حرفی ندارم بزنم .
۷ ماه پیشعاطی
1ملیکا بانو💙 مثل همیشه عالی و من لذت میبرم از خواندن این رمان و همه چیز برام بدیهی و لذت بخشه..سرمه و سیمین و مادرش احتمالا نسبت های فامیلی داشتن...
۷ ماه پیشنیلوفر آبی
1خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید
۷ ماه پیشهیفا
1وای چقدر قشنگن چقدر این رمان عالیه هرچقدر بخونم خسته نمیشم
۷ ماه پیشنفس
3فوق العاده ست عالیه نگاه شاهیارو چه خواب های می بینه ☺️ولی سرمه خوب جوابشو داد مرسی عزیزم خسته نباشی
۷ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربونت برم من اخه نفس قشنگم🌸🎀
۷ ماه پیشمینا
2وایی عالی بود عزیزم به شدت راغب به خوندن بقیه داستان هستم سلامت باشی
۷ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربونت برم خب عشقِ دلم چشم تندتند پارت میذارم😍
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

صدف
1شخصیت سرمه عالیییییه