فابل مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت چهل و یک :
سی و دو
در پنجرهی آن چایخانهی تنگ و ترش نشسته بودیم و انتظار میکشیدیم.
«نورث فیگ» تنها منطقهی شهر بود که سنگفرشهایش خشک بود و کودکان در خیابانهایش پابرهنه نمیدویدند. بسیاری از ساکنان آن متولد «باستین» بودند و در «سِروس» مستقر شده بودند تا نمایندهی اصناف خود باشند یا بر منافع کارفرمایانشان در خارج از «دریای بینام» نظارت کنند. آنها به سبک زندگی متفاوتی نسبت به آنچ
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0این یعنی وست از مدت ها قبل عاشقش بوده