شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت هشتم :
لب هر چهار نفر به خنده باز شد و پس از چند ثانیه این بار نیکان گفت:
- واقعاً شیراز یه تیکه از بهشته؛ ولی چرا همین تهران نموندید؟
- خب همونطور که گفتم ما از اول همون جا زندگی میکردیم؛ ولی بابا برای اینکه اینجا بیمارستاناش مجهزتر بود. برای ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فخری
0عشق در نگاه اول واقعا نیکان زود دست به کار شد.چه پارت دل نشینی خیلی عالی بود ملیکا جونم خدا قوت قلم زیبات مانا💞💞💞💞💞💞