شیپور فرشته به قلم ملیکا کمانی
پارت ششم :
و این بار با صدای بلندتر و سؤالی تکرار کرد:
- هنوز داریش؟ هنوز نگهش داشتی؟
دوست نداشتم بحثش باز شود، حداقل نه حالا!
- ول کن صحرا! فقط یه یادگاریه از اون دوران، همین. تو رو خدا بحثش و پیش نکش، دوست ندارم یادش بیفتم.
میدانستم چ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فخری
0ممنون از رمان خوبت ممنون از قلم زیبات ملیکای پنجه طلا.پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش که ضرر میکنید.عالیه 👍 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️