عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هشتم :
روز اول دانشکده فرا رسید و من به سر کلاس رفتم.از حرفهای استاد هیچ نمی فهمیدم!گویی کسی داشت با صدای بلند دکلمه می کرد و من فقط آخر جمله هایش را می شنیدم.چندین بار از پنجره بزرگ کلاس،به بیرون و حیاط خیره شدم.به جنب و جوش دخترها و پسرهایی که در عنفوان ج ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

محرابی
0به به یک استاد عاشق داریم ببینیم آیدا خانوم میخواد چه کنه بااین استاد مذهبی. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت