پارت هفتاد و چهارم :

چشمانم را می بندم و برای هر چیزی خودم را آماده می کنم. اگر در موضع ضعف بمانم چیزی به دست نخواهم آورد. آرام پتو را کنار می زنم. گوشی را بر می دارم.

- صبر کنین ننه که خوابش سنگین شد میام. نیاز به تهدید نیست.

پیام را می فرستم و بر ثانیه های کند لعنت می فرستم. نگاهی به ننه می اندازم که نفس های آرام می کشد.

- عادت ندارم سرکار باشم. نیای، اومدم. خود دانی.

بر آدم نفهم لعنت هم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلی

    0

    رمانت عالیه عزیزم ،بیصبرانه منتظر پارت بعدی هستم ،کی می ذارید؟

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    طبق روال همیشه شنبه تا چهار شنبه الان یه پارت فرستادم یه پارت دیگه‌مونده تا سهمیمه این هفته تموم بشه

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    به مهرخوندی عزیزم ممنون از همراهی شما

    ۶ ماه پیش
  • زهراموسوی

    0

    خداقوت به شما و رمان عالی تون .موفق باشید.معلوم خوش قولید

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    سلامت باشین عزیزم گفتم که حواسم هست. طبق برنامه‌تعداد پارتها محفوظه حتی اگر نرسم جبران‌می کنم.

    ۶ ماه پیش
  • اعظم

    1

    کوتاهه کوتاه ارزش رمان را کم کردین

    ۶ ماه پیش
  • زهراموسوی

    0

    اینجوری نگید خانم لطیفی زحمت میکشن

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    من بارها توضیح دادم بانو حد هر پارت مشخص هست

    ۶ ماه پیش
کپی شد!