جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت پنجاه و سوم :
صدایش به گوش صحرا و صد البته شفیع رسید که شفیع متعجب از واکنش او و ندانستن علتش، بدون معطلی دست سمت میز برد و پس از برداشتن پاکت، رو به جلو حرکت کرد.
آن طرف، نگاه صحرا که به جمال رسید، اخم غلیظی از آن طور خطاب شدنش روی چهره نشاند و یک دستش را رو به او دراز کرد و گفت:
-هوی، چته، وحشی شدی ؟
جمال سیگار را روی زمین پرت کرد و لحظهای که نگاه صحرا را به آن سو کشاند، دو قدم، لنگان پیش آمد و
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
والا عکسی که بهش بیاد پیدا نکردم ولی بازم میگردم ببینم اگه پیدا کردم میذارم حتما
۴ ماه پیشفاطی
0بعضی آدمها تکیه گاه نمیخواهند.کسی باشد همراه از آنهایی که باهاتم تا قیامت بدون عشق...نمیشود عاشق باشی و قلدر..عاشق بودن یعنی زنانگی.یعنی لوس شدن زیر چتر حافظت یعنی پراز امنیت..
۵ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
شاید صحرا از عاشق شدن میترسه، شاید نمیتونه به کسی اعتماد کنه شایدم دوست نداره از منطقهی امنی که واسه خودش ساخته بیاد بیرون
۵ ماه پیشSare
2بچم صحرا ب این مظلومی با اون لبخندش تو عکس(خیلی مظلوممممممم)😬😬😬😬😬😁😁😁😁
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مظلومیت ازش میباره اصلا😂
۶ ماه پیشسوگند
2صحرا جان مگه کریییی اون همه زرت و پرتای جمالو شنیدی همون جمله مهمه رو نشنیدی😂😭
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میدونی راستش من گوشاشو گرفتم نشنوه🙄😂
۷ ماه پیشSare
1اینم از بدجنسی نویسندہ😁😅
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😂😂😁
۶ ماه پیشSare
2میثاق انا للہ و انا الیہ راجعون پسرم اشھدتو بخون
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خدا رحمتت کنه پسرم😂
۶ ماه پیشالناز
0صحرا باید از خداشم باشه واقعا
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
از خداشم باشه که میثاق عاشقشه؟😂🤔
۷ ماه پیشالناز
1هم عاشقشه هم هواشو داره بالاخره صحرا هرقدر هم قوی باشه بازم یه دختره که یه جاهایی نیاز به حامی داره حالا حیف که نه میدونه عاشقشه اگه بدونه هم باورش نمیکنه مگه اینکه میثاق اصل قضیه رو بگه
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره هر کسی هر چقدرم قوی باشه بازم نیاز داره یه حامی کنارش باشه، هوم مگر اینکه میثاق بهش بگه اصل قضیه چیه
۷ ماه پیشمریم
0میثاق به نظرم فقط فرار کن😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
الان نباید اون آهنگه تو سرم پخش میشد😂 فراریم فراری😂
۷ ماه پیشYesii
0دوپا دارم، دوپا دیگه، عاشقمو فراری🤍🏃
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
😂😂
۷ ماه پیشفاطیما
0خوشم میاد صحرا واسه هر چیزی جواب داره دخترمون عشقهه🥹🥹
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
صحرا از زبون کم نمیاره اصلا😂
۷ ماه پیشNana
0میثاق خان اون موقع که رفتی دعوا فکر عصبانیت صحرا رو نکرده بودی؟ حالا مواظب خرخرت باش که صحرا داره میاد سروقتت
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
والا همینو بگو😂
۷ ماه پیشNegar
0صحرا واقعا گیجه ها، من شنیده بودم زنا زودتر احساسات و اینارو می فهمن.ولی صحرا واقعا تو باغ نیست😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میدونی مشکل شادیه، وقتی میثاق با شادی رابطه داره خب صحرا فکرش سمت همچین چیزی نمیره، منطقیم نیست، حتی اگه شک کنه بازم فکر میکنه شکش اشتباهه
۷ ماه پیشراز
0ای وای بر من میثاق ک چیزی نمیگه ولی وای به حالش
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
همه باهم دعا کنیم میثاق زنده بمونه😂😂
۷ ماه پیشمحرابی
0ممنون عزیزم عالی بود. آخه ازدست این صحرای بلا همه رو میخوره میذاره تو جیبش. چه بهش برخورده که ازش دفاع کرده خخخخ
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم، آره دخترم همه رو حریفه😎 بهش برخوردا بدجوریم برخورد، میثاق میدونه صحرا خوشش نمیاد کسی هواشو داشته باشه و بازم رفته همچین کرده
۷ ماه پیشراز
1من ک میگم خانمام ی کم این مردا رو بزنن بد نیست همش ک ما نباید چوب بخوریم
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خب بلاخره همه چی باید پنجاه پنجاه باشه😂😂
۷ ماه پیشراز
0بانو چرا عکس شفیع رو نزاشتین؟به نظرم آدم باحالیه
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
این بچه مظلوم واقع شده براش عکس انتخاب نکردم😂😂 آره بچهام باحاله
۷ ماه پیشElina
0از شفیع هم خوشم اومد خیلی باحاله 😂 راست میگه خدا به میثاق رحم کنه با صحرا😔🤣
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره باحاله😂والا اگه شفیع بود تا حالا رد داده بود فقط میثاقه که تا حالا تونسته از دست صحرا سالم بمونه😂
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

کیمیا
1یه عکسم از شفیع میزاشتی خوب میشد🥲دیگه شخصیت فرعی نیس که