پارت پنجاه و سوم :

صدایش به گوش صحرا و صد البته شفیع رسید که شفیع متعجب از واکنش او و ندانستن علتش، بدون معطلی دست سمت میز برد و پس از برداشتن پاکت، رو به جلو حرکت کرد.
آن طرف، نگاه صحرا که به جمال رسید، اخم غلیظی از آن طور خطاب شدنش روی چهره نشاند و یک دستش را رو به او دراز کرد و گفت:
-هوی، چته، وحشی شدی ؟
جمال سیگار را روی زمین پرت کرد و لحظه‌ای که نگاه صحرا را به آن سو کشاند، دو قدم، لنگان پیش آمد و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیمیا

    1

    یه عکسم از شفیع میزاشتی خوب میشد🥲دیگه شخصیت فرعی نیس که

    ۴ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    والا عکسی که بهش بیاد پیدا نکردم ولی بازم میگردم ببینم اگه پیدا کردم میذارم حتما

    ۴ ماه پیش
  • فاطی

    0

    بعضی آدمها تکیه گاه نمیخواهند.کسی باشد همراه از آنهایی که باهاتم تا قیامت بدون عشق...نمیشود عاشق باشی و قلدر..عاشق بودن یعنی زنانگی.یعنی لوس شدن زیر چتر حافظت یعنی پراز امنیت..

    ۵ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    شاید صحرا از عاشق شدن میترسه، شاید نمیتونه به کسی اعتماد کنه شایدم دوست نداره از منطقه‌ی امنی که واسه خودش ساخته بیاد بیرون

    ۵ ماه پیش
  • Sare

    2

    بچم صحرا ب این مظلومی با اون لبخندش تو عکس(خیلی مظلوممممممم)😬😬😬😬😬😁😁😁😁

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مظلومیت ازش میباره اصلا😂

    ۶ ماه پیش
  • سوگند

    2

    صحرا جان مگه کریییی اون همه زرت و پرتای جمالو شنیدی همون جمله مهمه رو نشنیدی😂😭

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    میدونی راستش من گوشاشو گرفتم نشنوه🙄😂

    ۷ ماه پیش
  • Sare

    1

    اینم از بدجنسی نویسندہ😁😅

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    😂😂😁

    ۶ ماه پیش
  • Sare

    2

    میثاق انا للہ و انا الیہ راجعون پسرم اشھدتو بخون

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    خدا رحمتت کنه پسرم😂

    ۶ ماه پیش
  • الناز

    0

    صحرا باید از خداشم باشه واقعا

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    از خداشم باشه که میثاق عاشقشه؟😂🤔

    ۷ ماه پیش
  • الناز

    1

    هم عاشقشه هم هواشو داره بالاخره صحرا هرقدر هم قوی باشه بازم یه دختره که یه جاهایی نیاز به حامی داره حالا حیف که نه میدونه عاشقشه اگه بدونه هم باورش نمیکنه مگه اینکه میثاق اصل قضیه رو بگه

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره هر کسی هر چقدرم قوی باشه بازم نیاز داره یه حامی کنارش باشه، هوم مگر اینکه میثاق بهش بگه اصل قضیه چیه

    ۷ ماه پیش
  • مریم

    0

    میثاق به نظرم فقط فرار کن😂

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    الان نباید اون آهنگه تو سرم پخش میشد😂 فراریم فراری😂

    ۷ ماه پیش
  • Yesii

    0

    دوپا دارم، دوپا دیگه، عاشقمو فراری🤍🏃

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۷ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    خوشم میاد صحرا واسه هر چیزی جواب داره دخترمون عشقهه🥹🥹

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    صحرا از زبون کم نمیاره اصلا😂

    ۷ ماه پیش
  • Nana

    0

    میثاق خان اون موقع که رفتی دعوا فکر عصبانیت صحرا رو نکرده بودی؟ حالا مواظب خرخرت باش که صحرا داره میاد سروقتت

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    والا همینو بگو😂

    ۷ ماه پیش
  • Negar

    0

    صحرا واقعا گیجه ها، من شنیده بودم زنا زودتر احساسات و اینارو می فهمن.ولی صحرا واقعا تو باغ نیست😂

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    میدونی مشکل شادیه، وقتی میثاق با شادی رابطه داره خب صحرا فکرش سمت همچین چیزی نمیره، منطقیم نیست، حتی اگه شک کنه بازم فکر میکنه شکش اشتباهه

    ۷ ماه پیش
  • راز

    0

    ای وای بر من میثاق ک چیزی نمیگه ولی وای به حالش

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    همه باهم دعا کنیم میثاق زنده بمونه😂😂

    ۷ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنون عزیزم عالی بود. آخه ازدست این صحرای بلا همه رو میخوره میذاره تو جیبش. چه بهش برخورده که ازش دفاع کرده خخخخ

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم، آره دخترم همه رو حریفه😎 بهش برخوردا بدجوریم برخورد، میثاق میدونه صحرا خوشش نمیاد کسی هواشو داشته باشه و بازم رفته همچین کرده

    ۷ ماه پیش
  • راز

    1

    من ک میگم خانمام ی کم این مردا رو بزنن بد نیست همش ک ما نباید چوب بخوریم

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    خب بلاخره همه چی باید پنجاه پنجاه باشه😂😂

    ۷ ماه پیش
  • راز

    0

    بانو چرا عکس شفیع رو نزاشتین؟به نظرم آدم باحالیه

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    این بچه مظلوم واقع شده براش عکس انتخاب نکردم😂😂 آره بچه‌ام باحاله

    ۷ ماه پیش
  • Elina

    0

    از شفیع هم خوشم اومد خیلی باحاله 😂 راست میگه خدا به میثاق رحم کنه با صحرا😔🤣

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره باحاله😂والا اگه شفیع بود تا حالا رد داده بود فقط میثاقه که تا حالا تونسته از دست صحرا سالم بمونه😂

    ۷ ماه پیش
کپی شد!