پارت شصت و نهم :
جور در نمیومد! هیچی همخونی نداشت.
تمام کاغذهای دورم رو دونهدونه مچاله میکردم و با نوشتن و دستهبندی کردن دونستههامم ذهنم آروم نمیگرفت.
اگه کیان گرداننده میبود، پس باید از اول تا آخر فعالیت کلاب، توی اکیپ دبیرستانیا حضور پیدا میکرد؛ اما کیان توی اوایل سال تحصیلی دوازدهم از گروه رفت.
پس کی در ادامه کار کلاب رو ادامه داد؟ پس کی در ادامه همهچیز رو به بازی گرفت؟ شاید او
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
دلارام
3حاجی یک چیزی بگم یادتونه شیوا گفته بود عکسی که فرستاده بودن بهش از روی یک آلبو بود خوب نیما هم تو اتاق شهرام آلبوم رو دیدی بود شاید نیما باشی
۲ ماه پیشهستی
6نیما آلبومو ندیده بود یه عکس که روی میز از شهرام بود رو دیده بود
۲ ماه پیشابجی نیما
7اره ولی من میگم سپهر بوده . سپهر صد در صد میدونسته ک شهرام یه البوم داره و سپهر کسیه که به راحتی میتونه به خونه شیوا اینا دسترسی داشته باه.و دقیقا این جریان شروع کلاب و پیامی که برای شیوا اومد دقیقا توی روزی بود که سپهر به ایران برگشت اینا هیچ جوره نمیتونه اتفاقی باشه
۲ ماه پیشابجی نیما
11بیچاره اکبریی الهی کش کمر دریده فدات شه مرد
۲ ماه پیشسایه
1نکنه رابین اف دومه خیلی شک دارم بهش
۳ ماه پیشmmm
13منی که بشدت منتظره یذن قیافه بچه هایه رمانم درحالی که همه از تعجب شاخ درآوردن که متین خواهر شهرامه و جز نیما کسی نمیدونه چخبره
۷ ماه پیشمهسا
2من فک کردم همه میدونن اخ اگه بفهمن💔💔
۶ ماه پیشفن شیوا
9خو بنظرم نیما پشتش چون شیوا درک میکته اون بخاطر کار شهرام محکوم نمیکنه. فقط امیداورم مهران اینا هم درکش کنن
۶ ماه پیشعضو(shin ff club)
4این همه بچه هارو باهم شیپ کردید اینبارم اکبری و کشمیری رو باهم شیپ کنیم دوتا بدبخت عاشق یکی از یکی بدتر😂
۶ ماه پیشسپهر
1اقا من بعد چن ماه دوباره اومدم سر سراغ رفاقت ممنوع ، آوا کی بوددد؟ من شخصیتا رو یادم میره چراا
۸ ماه پیششهرام داداش
0وای منمممممم
۷ ماه پیشmmm
5کاش رابین و پارسا بیان شاهد زینب زودتر برسون به اون پارتت
۷ ماه پیشسیسی
13رمانی که نه قبل از اون بهتری بوده نه بعد از اون بهتری میاد و تنها بهترین ، ورژن قوی تر خود رمانه حتی تو این روزا هم با این رمان از این زمانه و دنیا جدا میشمو خودمو میسپرم به موج احساسات و رویا های قشنگی که تو این رمانه و دردمو با رمانت درمان میکنم زینب خانم و در آخر ممنون که حال مردمو بهتر میکنیᰔ
۷ ماه پیشنیکی
6وای حس میکنم روحم زندگیم اصلا همچیم به این رمان گره خورده واقعا قلم قشنگ و حرفه ای داری زینب جون لطفا زودتر پارت بعدیوبزار
۷ ماه پیشپسره تقلبی
4بابا د بزار اون پارت لعنتی صبرم سر امد
۷ ماه پیشفرنگیس
9فقط منم که فک میکنم شخصیت های رفاقت ممنوع خیلی وایب کاراکتر های انیمه رو میدن ؟ مخصوصا رابین و کیان
۷ ماه پیشمهدو
7اگه فرض بر این بگیریم کیان اف دومه،سوال پیش میاد که نقشش چی بوده و اصلا چرا کسی بو نبرده به شخصیتش؟ پر واضحه که یکی از مغزای متفکر بوده و با شاهد نیوزم تو پخش یه سری اطلاعات کمک میکرده،یا مثلا اینکه بخوان زاغ سیاه کسیو چوب بزنن.
۸ ماه پیشمهدو
8حالا چرا اف دوم بودنشو کسی نفهمید؟ چیزی که به ذهن من میرسه اینه که شاید کیان یه آدم رابط بوده یه چیزی شبیه به کاری که شیوا با اکیپ سهیل اینا کرد در ظاهر داشت کمکشون میکرد اما با مهران اینا بود شاید کیان در ظاهر کمک میکرده به راهنماییا اما در باطن با کلاب بوده و نقشه های بچه هارو به کلاب لو میداده
۸ ماه پیشمهدو
6و یا اینکه بعد این داستان بحثش با شهرام از روی حرص و عصبانیت بره تو تیم راهنماییا
۸ ماه پیشفرنگیس
0به نظره من کیان ممکنه یک کارخ دیگه ای هم کرده باشه که شهرام باهاش دعوا کرد من میگم شاید طرح های شهرام رو دزدیده چون اگه یادتون باشه شهرام نقاشی های خیلی خفنی میکشید فک کنم معماهای کلاب رو هم اون طرح میکرد
۷ ماه پیشبی حال
3سلاام خدمت همگی عرض میکنم وبلخصوص برا زینب خانم زینب جون حداقل شده فقط 1پارت🥺
۷ ماه پیشپسره تقلبی
2من حس می کنم یکی دیگه هست که وارده بازی نشده که ما اونو نمیشناسیم و اینکه کیان آدم بده بازی باشه خیلی کمه
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

یک عدد فن
3اکبریی.. اکبریی بدبخت.. چقد دلم برات سوخت بشر.. جدا از تمام خنگیات واقعا چرا هیچکس تو رو درک نمیکنه گل..