جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت بیست :
□□□
ماشین را گوشهی خیابان نگه داشتم و
تکهکاغذ را به سمتش گرفتم.
_ بگیرش خاطره، این تنها آدرسیه که از خونهشون دارم. یادت نره چی باید بگی.
مادرش مریضاحواله، نمیخوام تو دردسر بندازیش.
متعجبانه نگاهم کرد
_ خب خودتم بیا بریم دیگه!
کجا داری میری که حتماً باید تنها بری؟!
نکنه باز میخوای دستگل به آب بدی؟
نکنه میخوای بری پیش سیامک؟
نفسم را محکم فو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
نمیدونم🤷🏻♀️
۴ ماه پیشNahid
2نگه میداره بچه رو سیامکم با وجود بچه نرم میشه من اینجوری حس میکنم
۴ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
شاید👌🏻
۴ ماه پیشمحمد علی
1به نظرم نگه میداره بچه ش و حالا هر چقدرم که سیامک عوضی باشه اما خب بچه شه
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
تو پارت های آینده مشخص میشه
۵ ماه پیشMohad76
2شاید سر حس مادرانه نگهش داره ولی اگه هرجای داستان سیامک بفهمه داستان دوباره برمیگرده
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا👌🏻
۵ ماه پیشرعنا
2سمانه جان عزیزم پارت هات چقدر کوتاهن لطفاً بیشتر برامون بنویس.
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
جلوتر بری دیگه خیلی بلند میشن 🫶🏻🥰
۶ ماه پیشسارا
1شیدا بنظرم دکترتو عوض کن ، هم نزاشت صدای قلبشو بشنوی درحالی که جنین از هفته هفتم صدای قلبش کاملا مشخصه همم عصا قورت دادست اخه اینم شد دکتر 🫥🫤
۶ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خودش حال کم بد بود، دکتره هم بدتر حالش و خراب کرد🥲
۶ ماه پیشنسیم
1اره دختری نیست که بچه بی گناهو بندازه و خب اره سیامکم میفهمه ولی بچه میفته از فشارای روحی و روانیی که رو دخملم هست😔✌🏼
۶ ماه پیشنسیم
1اخی الهی؛ ولی یه حس قریبی بهم میگه بچهه میفته 😑🙄
۶ ماه پیشمیم
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

سمانه حسینی | نویسنده رمان
متاسفانه غم پدرش و تمام اتفاقات زندگیش نذاشت احوالاتش خوب بمونه و زندگی از دستش در رفت🥲
۷ ماه پیشمیم
2آره بیماری و حال وخیم پدرش باعث شده کلا از همه چی غافل بشه 😔
۷ ماه پیشبهممیگن نیلو
3واییییییییییی فقط خاطره زودتر این دختره نرگس و پیدا کنه سریع تر کارای طلاقش و انجام بده😭
۷ ماه پیشآهو
2بابا شیدا حامله ست چجوری میتونه با بچه طلاق بگیره اصلا نمیشه🚶🏻 ♀️
۷ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
🙃💔
۷ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
موافقم
۷ ماه پیشندا
2به نظرم سیامک به زودی میفهمه و اونوقت خیلی مسیر برای شیدا سخت میشه😔
۷ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
شاید
۷ ماه پیشطرفدار شیدا
2واقعا با حالش بغض میکنم 😩 یعنی واقعا نمیخواد به سیامک بگه؟
۷ ماه پیشMeh az
2منم دقیقا همین برام سواله! واقعا تا کی میخواد نگه! خب شکمش بزرگ میشه بلاخره سیامک میفهمه🥺
۷ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
باید صبوری کنید تا بفهمید💔
۷ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
تو پارت های آینده مشخص میشه🙃
۷ ماه پیشآسیه
2چه دلی داره این دختر💔 بمیرم براش با چه حالی پاشد رفت سونوگرافی
۷ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا🥺
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

دانیال
2🤦🏻 ♂️مگه میشه سیامک ندونه زنش حامله ست