پارت هفده :

نفسم را محکم فوت کرده و سمت‌شان برگشتم. لالین بود و همان دختر شهری که از دور دیده بودم. با هر بدبختی‌ای بود، لبم را به یک لبخند مسخره باز کرده و دست سمت دخترک دراز کردم:
- سلام.
رو به لالین گفتم:
- معرفی نمی‌کنی؟
دستم در دستان کشیده‌اش فشرده شد و جای لالین خودش جواب داد:
- من خورشیدم خانم دکتر. خوشبختم از دیدن‌تون.
اندک لهجه‌ای داشت و از صمیمیتش با لالین معلوم بود از هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    0

    پارسا از اول هم اشتباه بود نفس .از بس خودتو وابسته نشون دادی داره اذیتت میکنه.عشق آراز رو ببین عشق پارسا هم ببین

    ۳ ماه پیش
  • Hani

    1

    به نظرم نفس عاشق پارسا نیستچیزه که دچارش شده توهمه عشقه که ناشی از تنهاییه بذار با اراز جور بشن اون وقت میفهمه عشق واقعی چیه

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    آره، فقط ترس از تنهایی داره وگرنه مشخصه بهش علاقه‌ای نداره. واقعاً هم انقدر گند اخلاقه پسره که نمی‌شه دوسش داشت😅😅

    ۴ ماه پیش
  • نسترن

    0

    گفت کلی موقعیت داشتم و سمتشون نرفتم چه بیشعوره حتی اگه نفس مقصر بود حق نداشت این حرفو بزنه نکبت

    ۴ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    من میگم شایدهردوحق داشته باشن... هم نفس و هم پارسا! ولی اینکه پارسا میگه من کلی موقعیت داشتم وسمتشون نرفتموفلان... اینش بده.خانوم ها نیازداریم آقایون صبورتر برخورد کنن وشایدباورش سخت باشه ولی آقایون نازبیشتری دارن و دوست دارن مورد توجه باشن که نفس بنده خدادور افتاده...💔 بهتر بود پارسا تحمل می کرد

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    بعضی وقتا پیش میاد که ما خانم ها خودمون رو زیادی اسیر یه رابطه میکنم وتوش غرق میشیم 💔نفس باید از پارسا کنده بشه

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    0

    اه دیگه نفسم شورشو درآورده بابا ولش کن این پارسا کوفتی رو چقدر خودتو خورد میکنی؟

    ۶ ماه پیش
  • Elina

    0

    وایی آقا معلم بیچاره 💔

    ۸ ماه پیش
  • Elina

    0

    نفس بدجور وابسته است چون تنها هست فکر می کنه اگه پارسا ولش کنه دیگه تنها تنها میشه

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    مثل یه غنیمته خورشید توی این شرایط برای نفس❤️🌱

    ۸ ماه پیش
  • لیلی

    3

    واح واح ازین پسره ی خودشیفته ی لوس زَهلَم گِتمیش بدم میاد همون بهتر که نباشه نفس جونم بیا خودم نازتو میکشم یانه میدمت دست آق معلم جنتلمنِ شکسته دل بلک شانس بیاری ناز کشت بشه.. والله ..مرسی نویسنده جون

    ۸ ماه پیش
  • آمنه

    3

    ممنون بانو با وجود اوضاع مملکت و کار سختتون اما برامون پارت میگذارید

    ۸ ماه پیش
  • رزا

    2

    وای نفس این پارسا را شوت کن بره پسره از خود راضی 😬

    ۸ ماه پیش
  • سعادت

    3

    عالی بود قلمت مانا عزیزم خوشحالم که دوباره پارت گذاشتید

    ۸ ماه پیش
  • پری مامان دخی

    2

    ممنون نویسنده عزیز فکر کنم نفس و آراز عاشق هم بشن

    ۸ ماه پیش
  • ریحانه

    3

    سلام عزیزم خسته نباشی ممنون از قلم زیبا تون داستان تون یه حس واقعی داره موفق وسلامت باشی

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️