پارت بیست و چهارم :


امروز سومین روزی بود که به عنوان دامپزشک خصوصی به باشگاه همایونفر می‌آمدم.
انتظار نداشتم این‌طور جَو آرام و ساکتی داشته باشد. آن حس مرموزی که توی ویلا احساس می‌کردم، اینجا اصلا وجود نداشت.
همه چیز طبیعی به نظر می‌رسید و آدم‌ها معمولی بودند.
باشگاه حس خوبی به من می‌داد و خیلی زود با همه چیز آشنا شده بودم.
ماسکم را بالا کشیدم و دستکش‌های طبی‌ام را پوشیدم. طبق وظیفه‌ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت دنیز در رمان مافیایی نپنتی دنیز
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
شخصیت سورن در رمان مافیایی نپنتی سورن
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    کار سعیدی گور به گور شده است

    ۵ روز پیش
  • Asal

    0

    اه این جلالی ام برا این بچه رفته تو قیافه بیتربیت

    ۵ روز پیش
  • شادان

    1

    اخ چه جلالی گوله نمکی بود توی این پارتا.. قطعا برای هرکی دلمون تنگ نشه برای جلالی و کت شکلاتیش تنگ میشه 🥰🥰

    ۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره جلالی بامزه‌اس خیلی. رمان تموم بشه دلم واسه چاپلوسی هاش تنگ میشه🥲

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    0

    چه خوب که دنیز اینجا بیخیال نشد.. نتیجه اشو هم قطعا میبینیم 🩷🩷

    ۱ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💙💙💙

    ۱ ماه پیش
  • Aysan

    0

    وای دردسرا داره شروع میشه پس😬

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    1

    جلالی هوو برات اومده یه کاری کن مرد 😔😂

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    ولی دنیز خیلی مهربونه:)))

    ۳ ماه پیش
  • Hajar

    1

    بنظرم کار سعیدی بوده که حالا خودشو هم گم و گور کرده🤨

    ۵ ماه پیش
  • ماهلین

    1

    واییی جلالی عالیه قهر کرده با دنیز سر حسادت گوگولییی🤣

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    1

    دنیز مسئولیت پذیر جذاااااب 🩵🩵

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    1

    یعنی کار دامپزشک قبلی بود؟

    ۶ ماه پیش
  • حدیث

    1

    وای خدایاا این اسبارو نجات بده دنیزز😫

    ۷ ماه پیش
  • حدیث

    1

    وایی جلالی قهر کردهه🤣🤣🤣حسادت؟ داشتیم جلالی

    ۷ ماه پیش
  • حدیث

    1

    واییی معلوم نیست چه کره خری دوباره قصد خیانت به سورن عزیزو کرده مرده شورتو ببرن مرتیکهه

    ۷ ماه پیش
  • حدیث

    1

    بابا تو نمی دونی دنیز این کت شانس جلالیه🤣

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️