جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت پنجم :
- یولیان بزار بکشمش... راحت میندازیمش تقصیر گارد پادشاهی، دو طرفه سود میکنیم.
این رو جناب دکتر مَتیوی عوضی گفت. قیافم صد و هشتاد درجه کج و کوله شد و لپهام رو از حرص باد کردم.
مرتیکه داشت تهدیدم میکرد؟
...در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

زهرا
1چی بوده این گذشته ای که هانا اینقدر ازش بیزاره هیعع🥲😭😭