پارت چهل و چهارم :

نفس عمیقی کشید و چشمانش را روی هم فشرد تا تصاویر شکل گرفته روی نگاهش تمام شوند، بیشتر از آن تحمل مرور نداشت و هیچ دلش نمی‌خواست دیر کردنش باعث کشیده شدن شادی به آنجا و هزاران هزار سوال و جوابی باشد که باید پاسخ می‌گفت.باید خودش را جمع و جور می‌کرد و همین هم شد، کف دستش را روی صورتش کشید و رد اشک‌هایش را که پاک کرد، دستکش‌هایش را پوشید و سمت کمد چرخید. پیش از بستن در کمد، روشن شدن صفحه مو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آیماه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    حدست قشنگ بود، شاید همینی که تو گفتی باشه!

    ۶ ماه پیش
  • انیگما

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    فکر میکنی برمیگرده؟

    ۶ ماه پیش
  • Sare

    0

    شادی از دست رفتہ بعد ازاتمام این بازی کثیف نابود میشہ💔

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    طوری که عاشق میثاق شده🫠

    ۶ ماه پیش
  • الناز

    0

    +با منی که حتی از پیچیدن باد لای موهات جای دستای من عصبی میشم لطفا از حسادت حرف نزن...

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    این چه قشنگ بود😭

    ۷ ماه پیش
  • الناز

    0

    خواهش میکنم همون لحظه به ذهنم رسید

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    خیلی قشنگ بود🥺

    ۷ ماه پیش
  • Yesii

    1

    وقتی میبینم این همه حس میثاق به شادی همه ش فیلمه از میثاق متنفر میشم ولی نفرتم کلا پنج دقیقه طول میکشه🦦😂

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ولی واقعا نمیشه کاری که میثاق با شادی میکنه رو نادیده گرفت، شادی واقعا گناه داره🥲

    ۷ ماه پیش
  • Yesii

    0

    یه جورایی حق داره ولی کاش با شادی انتقام نمیگرفت

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره اینکه شادی داره قربانی کار باباش میشه اصلا منصفانه نیست

    ۷ ماه پیش
  • دریا

    0

    فکر کنم شادی بعد از اینکه میثاق ولش کرد خود کشی کنه ....

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    با این همه علاقه‌ای که به میثاق داره همچین اتفاقی ممکنه واقعا

    ۷ ماه پیش
  • Elina

    0

    واقعا واسه شادی الان نمیتونم اسم آدم عاقل روش بزارم چون واقعا دیوانه مجنون میثاق شده🤦 میثاق هم که شیادی در نقش عاشق هست

    ۷ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    فکر کن یه نفر این همه بهش محبت میکنه توجه میکنه دوستش داره حتی به جزئی ترین ویژگیاش دقت داره معلومه که شادی عاشقش میشه، میثاق خوب می‌دونست باید چیکار کنه که شادی عاشقش بشه

    ۷ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    اوه اوه شادی بد جور عاشق شد . قطعا میثاق قراره انتقام بدی بگیره .مرسی نویسنده جونم بعد مدت ها تونستم بیام بخونم که مثل همیشه عالیی بود

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    حسش به میثاق خیلی عمیقه و همینم باعث میشه میثاق بهتر بتونه به پاشا ضربه بزنه، ممنون عزیزم🥰

    ۸ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم عالی مثل همیشه. ای میثاق بدجنس ببین چه جوری دختر بیچاره رو عاشق کرده بعد بهش میخنده. من فکر میکنم میثاق میخواد خیلی عاشقش کنه بعد ولش کنه بعد شادی افسردگی شدید بگیره وخودش خودشو نابود کنه اینجوری انتقام بگیره ازپاشا

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    اینم میشه ولی خب میثاق می‌خواد بدترین ضربه‌ی ممکن رو به پاشا بزنه برای همین شاید یه نقشه‌های دیگه هم داشته باشه🙄

    ۸ ماه پیش
  • سوگند

    0

    دلم واسه مظلومیت راستین کبابهههه اون از وضعیت خانوادش اینم از عشقش کاش شادی بفهمه راستینه که دوسش داره نه میثاق ذلیل شده😭

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    بچه‌ام نه از عشق شانس آورد نه از زندگیش🥲

    ۸ ماه پیش
  • سوگند

    0

    فکر کنم میثاق میخواد بعدا شادیو ول کنه یا یه جورایی به احساساتش ضربه بزنه که کلا شادی بدبخت افسرده شه بعد پاشا هم حال بدیای دخترشو میبینه و کاری از دستش برنمیاد و زجر میکشه🤌🏻

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    احتمالا آره🙄

    ۸ ماه پیش
  • سوگند

    0

    کسی که تو فرجه ی یه هفته ای امتحانا میشینه خودشو به پارتگذاری جمجمه ی شیطان میرسونه چیه؟😂آقا از همین الان گفته باشم از این کارای میثاق هیچ خوشم نمیاد الکی احساسات دختر بیچاره رو به بازی گرفته😒

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ذوق کردم خب🥺بگردم برا شادی که اینطوری داره بازی میخوره

    ۸ ماه پیش
  • راز

    1

    آخه خوشتیپ پسر چرا با دل بچه بازی میکنی؟

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    همینو بگو، دخترم اگه بفهمه چه خبره بدجوری دلش میشکنه🥲

    ۸ ماه پیش
  • راز

    0

    شادی بیچاره گرفتار جزای پدرش شد

    ۸ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    بگردم براش🥲

    ۸ ماه پیش
کپی شد!