مثل تو مثل هیچکس به قلم مهسا خدایی
پارت صد و هشتم :
انگشتم رو دور فنجون کشیدم و گفتم:
-یک هفته بهم وقت بده.
لبخند رضایت زد و گفت:
-تو جون بخواه. من یک هفته دیگه دوباره میام خواستگاریت.
مستقیم نگاهش کردم و گفتم:
-و اگر جوابم منفی بود چی؟
دستی به گردنش کشید و گفت:
-اونوقت دیگه تو خلوت خودم هی خودخوری نمیکنم، دیگه میدونم که من همۀ تلاشم رو کردم.
سرم رو تکون دادم و از جام بلند شدم. نامۀ تراپیست و کیفم رو برداشتم و گفت
لطفا صبر کنید...
