ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت نود :
زرمینه رختخواب را چنگ زد و تلاش کرد بلند شود. با عجله نزدش رفتم و پرسیدم:- چرا بلند میشوی؟
-کمک کن از این تخت بلند شوم. در این رختخواب راحت نیستم...
قلبم مالامال از غم شد. شانههایش را فشردم و پرسیدم:- سخنان ملکه تشتر را شنیدهای؟
زیرچشمی نگاهی به مهزاد و دلارا انداختم و با صدای آهستهای گفتم:- نگران حرفهای او نباش قصدش قدرتنمایی بود. همانطور که نصیحتم کردهای، میگذارم خیال

لطفا صبر کنید...

پرنیا
1این دوتا عاشق شدن هم کارشونو راه نمیدازه مثل پنبه و اتیشن در هر حالت😂😂😂