ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و هفتاد :
از مهدیار و رامدخت گذشته، داستان روی نام بامداد و نیکو قفل شد و به سراغ آن دو بال زد؛ بامداد که روی صندلی شاگرد چشم بسته و از نفسهایش مشخص بود به خوابی سبک رفته و نیکو که پشت فرمان درحال رانندگی بود. صدای موسیقی ملایمی ضعیف به گوش نیکو رسیده و سکوت فضا را شکسته بود. موسیقی بیکلام و ملایمی که آوای عاشقانهای داشت با دخالت غم. در همراهی این موسیقی بود که به محله رسید و گوشهای از کوچه به
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

سرو
0مهدیه جون پارتها عالیه هستن مرسی گلم قلمت مانا