جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت چهل و دوم :
تیکتاک ساعت انقدر در گوش زمان کوفته شد تا روز به ساعتی پیش از ظهر رسید. به ساعتی که شادی نشسته پشت فرمان ماشینی که دمی کوتاه از خاموش کردنش میگذشت، سر سمت شیشهای که قدری پایین کشیده شده بود چرخانده و با یک دست موبایل را کنار گوشش که شال حریری عسلی رنگ کنار رفته نمایانترش کرده بود نگهداشته بود.لب روی لب فشرد و صدای آن سوی خط که خاموش شد، نفسی تازه کرد و گفت:
-امروز نمیرسم بیام د
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
تر و خشک با هم میسوزن متاسفانه💔
۷ ماه پیشفن همه
0بله پس چی این کارماست عزیزم کارما،قرار نیست که پاشا هزاران نفرو باخانواده هاشونو بدبخت کنه اونوقت خانواده خودش خوشو خرم زندگی کنن که،بعضی وقتا هم تقاص کارای لجن پدر مادرارو بچه هاشون باید بدن👿👿😌😌
۴ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
کارما بلاخره تقاص کارای آدمو ازش میگیره، هر جا که باشه
۴ ماه پیشانیگما
0وووییی میثاق اسب داره 🤗(محض اطلاع الان دارم میثاق رو سوار ماریا تصور میکنم)
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بله پسرم اسب داره😌چه صحنهای رو هم تصور کردی😌😎
۶ ماه پیشYesii
2منم اسب میخوام🥲 واقعا نمی فهمم بعضیا چجوری میتونن ازشون بترسن حیوون به این نازی و نجیبی 😢
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
وای اسب خیلی خوشگل و نازه🥺🥺
۷ ماه پیشSare
1منم عاشق اسبم گوگولی😍😍😍
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خیلی خوشگله انصافا
۶ ماه پیشSare
1شادی بدبخت دلم برات میسوزہ😏
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خیلی گناه داره بچهام🥲
۶ ماه پیشفاطی
1نمیدانم دلیل میثاق چی میتونه باشه..ولی گناه شادی چیه..گناه پدر به پای دختر..کمی بی انصافیست..پاشا باید درد بکشه مانند میثاق، دخترش را ببینه نتونه کاری کنه..امکانش هست شادی معتاد بشه
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
دلیلش رو توی پارتی که فردا میفرستم میفهمیم
۶ ماه پیشفاطی
1فکر کنم باید امشب تا صبح بیدار باشم پارتها رو بخونم..تا برسم به پارت جدید
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم🥺عجله نکن اینطوری اذیت میشه چشات
۶ ماه پیشدریا
0حس متناقض عجیبی نسبت به میثاق دارم هم از حمایتش از صحرا خوشحالم و هم از فریب دادن شادی .ممنونم ازت نویسنده خوش قلم 🌼
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
یه کاری کردم نه میشه از میثاق متنفر شد نه دوستش نداشت😂 مرسی عزیزم
۷ ماه پیشمحرابی
1ممنونم زیبا واقعا. ای میثاق بد آخه چرا میخوای این دخترو عاشق کنی بعد ضربه بزنی بهش گناه داره حیف این دختر خوشگل برای تو پسر بی ادب
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
فقط اون پسر بی ادبی که گفتی😂😂😂😂 میخواد از پاشا انتقام بگیره ولی خب آخه گناه شادی چیه این وسط🥲
۸ ماه پیشNegar
0پشمام عکسای شخصیتا دقیقا خودشونن ،معمولا وقتی عکسای شخصیتای رمانارو می دیدم میخورد تو ذوقم ولی الان خیلی شبیهن به خصوص راستین و صحرا
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ذوق کردم خب🥺 خوشحالم که همچین چیزی رو شنیدم و تصاویر به تصورات تون نزدیک بوده🥺
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Elina
2میثاق بد بازی می کنه با شادی یک جاهایی دلم میخواد خفه اش کنم چرا این دختر بازی میدی اخهههه گناه از پدره از دختر تقاص میگیری ؟!💔😑