پارت صد و شصت و هفتم :


خدمتکار که از راه می‌رسد، عقلم سر جایش بر می‌گردد. به طرف اتاقم می‌رود و تو را در بهت جا می‌گذارم. وارد اتاق که می‌شوم برق را روشن نمی‌کنم. همان کنار تخت روی زمین می‌نشینم. حال خودم را نمی‌فهمم. احوالات بچه‌گانه خودم را نمی‌فهمم.

یاد قیافه‌ی سرگردانت که می افتم بیشتر لجم می‌گیرد. از اینکه انتخابت برای زندگی گل ناز بوده تمام غم عالم به دلم سرازیر می‌شود. در بدون اینکه من

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!