پارت پنجاه و ششم :

"ماسک".
دستای لرزونم رو روی کیبورد کوبیدم، اما حس ترس و تردید لحظه‌ای ولم نمی‌کرد.
اگه اینم اشتباه بود چی؟ اگه اینم اشتباه بود و دومین فرصتمم به فاک می‌دادم چی؟
ولی ذهنم با تمام وجود این فکر که بیشتر فکر کنم و بیشتر دچار تردید بشم رو پس می‌زد.
گور پدرش... پس فرستادم.
تکیه‌ام رو از پنجره برداشتم، و بیزاری نگاهمو از گوشی دزدیدم.
ناخنم رو بین دندونام گرفتم و با شدت فشار د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یک عدد فن

    4

    عه خونم اومد🤣🤣 سر من از باند گذشتهسرمو باید سیمان بکشن🤣🤣

    ۴ هفته پیش
  • فن رابین صادراتی

    3

    هعی همه رابین بیشتر از اونا خ.. یه داره بچمو زدن ناکار کردن طاها مادر مرده بمیره برات

    ۱ ماه پیش
  • ابجی نیما

    3

    هعی ایشالا ارش برا داداش گلم شلیل شه

    ۱ ماه پیش
  • ابجی نیما

    1

    عهه خونم اومد.یعنی از هرچیزی به ذهنم میرسید بگه الا این از خنده مردم عالی بود

    ۱ ماه پیش
  • اف اف

    8

    سر من از باند گذشته سرمو باید سیمان بکشن😂😂 خودم دیه اشو ازت می گیرم(با مشت و لگد)😂

    ۳ ماه پیش
  • شیپر مهرشکان

    7

    عه خونم اومد. کلم دیگه از بخیه گذشته باید سیمان بکشن🤣🤣🤣🤣🤣🤣 رابین دلقک🤣🤣🤣😭😭

    ۴ ماه پیش
  • فن همه

    24

    من بیشترنگران راز نیمام حتی رازای بقیه بچه ها 😬😬😬😬

    ۸ ماه پیش
  • ثریا

    18

    از دست رابین تا آخرین نفس هم دست از خندوندن بر نمیداره😂😁

    ۸ ماه پیش
  • مهدو

    18

    ریحانه جون انقدر این رابین بی نقص و ایده آله قشنگ معلومه مرد رویاهای خودتو ساختی😂😂😂

    ۸ ماه پیش
  • R.A

    12

    چقدر من تو این پارتا عاشق نیما شدم

    ۸ ماه پیش
  • آوا

    17

    من که میدونم متین قراره یه چیزی خیلی بیشتر از یه خط داستانی رو بشنوه چون ادامه این داستان فقط روایت نیست، تجربه ست. بگردم من.

    ۹ ماه پیش
  • آبجی نیما

    8

    وای اوا تغییر اسمتتتت وای دیشبببب 🤣🤣🤣

    ۹ ماه پیش
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    این پلن شما اخر معلوم نشد

    ۹ ماه پیش
  • آوا

    1

    یادم نندازین یزیداااااا😭

    ۹ ماه پیش
  • Dia

    3

    چطوری اوا جون

    ۸ ماه پیش
  • آوا

    1

    زنیکه یزید

    ۸ ماه پیش
  • Dia

    5

    رابینننننن چرا اینقد رفتار و حرکاتتو میپسندممممم مرتیکهههههه

    ۸ ماه پیش
  • فقط رابین

    11

    بعضیاتون چجوری میتونین شهرام و فرزین رو دوست داشته باشین ولی رابین رو نه رابین از همون اول ورودش کراش بوده و هستت جاست رابین

    ۹ ماه پیش
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    خیلیییی با حرفت موافقممممم موندم این بچه‌ بعد این همه خوبی یه جا ما از افکارش نمینویسیم میشه بده😭🤣اون شهرام و فرزین گستاخ که فقط شرف منو نریختن شدن خوبِ مطلق

    ۹ ماه پیش
  • Rozh

    12

    فقط آدمایی که طنز رابین رو درک می کنن می فهمن این بشر چقدر بامزه س🥹😂

    ۹ ماه پیش
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    سخنرانی انگیزشی پسرمونو دیدی؟ اینجوری بود که در عین بدردنخوری، بدردبخوری🤣 😭💘ولی اینجا هیچکس به این بچه و حضور موثرش توجه نکرد

    ۹ ماه پیش
  • aysel

    2

    وای فقط اخرششش😂 خیلی کنجکاوم قراره چی بشهه✨ راستی شهرام اینا کی برمیگردنننن؟؟؟ 🩷

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️