پارت یازده :
صدایش واضح در اتاق طنینانداز شد و حواس آن دو را به خود معطوف کرد. ملمداس مردخوار را کنار زد و سمت نیلرام آمد. مردخوار، موجودی که زنها را میخورد و مکمل ملمداس به حساب میآمد. آن موجود کریه با خشم و نفرت سمت نیلرام قدم برداشت، دخترک از ترس خودش را خیس کرد اما به روی خود نیاورد. خنجر را در دستهایش فشرد و منتظر ماند تا پاسخ سوالش را بشنود. بدون آن هیچ کاری نمیکرد!
ملمداس با رسیØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
هعی
۳ ماه پیشمرضیه دهستانی
0به نظرم مهران هم مشکوکه یعنی میشه او باشه?🤔تو جلد دوم رفتار عجیبی داشت
۸ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
شاید باشه
۸ ماه پیشمیم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
نمی دانم😁
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

طوفان
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
اوخی دارند ریوندو ادم بده جلوه میدن 😭🖤