فیل و فنجان به قلم رویا یزدانپور
پارت صد و چهل و دوم :
با نگاهی عاری از هر حسی به من خیره شده بود. با اشاره ی قاضی ادامه داد.
ـ رویا باعث شد که از دانشگاه اخراج بشم. خودش به من بی محلی میکرد. انگار نه انگار که منی هستم. کاری کرده بود که کم کم دوستام از دورم برن و نباشن. منی که دختر و پسر برا دوستی و همراهم بودن سر و دست میشکستن حالا تنها شده بودم. با وجود اونهمه بدی و کارام بازم بودن، اما کم کم دور و برم خالی شد. کاملاً تنها شدم. یه روزی دیدم که ب
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا یزدانپور | نویسنده رمان
تازه چون فهمیده حکم دخترش چی هست اینجوری جلز ولز میکنه. دلم برای پدرش میسوزه😭
۷ ماه پیشم
1کثافت عوضی دختر بیچاره رو کشته دیگه به میلاد و رویا چکار داشت لعنتی ؟😮😮😮
۷ ماه پیش
رویا یزدانپور | نویسنده رمان
کسی که حرص و طمع داشته باشه به هر بهونهای به دیگران اسیب میزنه
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

م
1خود لعنتیش یه درصدم پشیمون نیست که خوشحالم هست بعد مادرش که خودش باعث به وجود اومدن این هیولاست می خواد اینا ببخشنش عجبا 😡😮🙏🏻💚