پارت سی و چهارم :


سؤالی مثل قلاب ماهی در گلویم گیر کرده بود و آن کلمات دهشتناک را به زبانم می‌کشید. با لحنی عجیب و تقریباً اتهام‌آمیز پریدم: «داری می‌میری؟»
او اخم کرد.«اینو می‌خوای؟»
«نه!»صدایم آنقدر بلند بود که خودش هم متعجب شد. انگار مجبور بودم از جوابم دفاع کنم: «اگه می‌خواستم بمیری، پس امروز عصات رو ازت گرفتم چرا؟»
«اول تو خودت اونو بهم دادی.»
«بدون اینکه بدونم چه اتفاقی می‌اف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!