پارت صد و پنجاه و هشتم :

چشمام گرد و دستم از دور گوشی شل شد.
دست دیگه ام رو روی قلبم گذاشتم و سکسکه ای کردم. قشنگ کیش و مات شده بودم... احساس می کردم قند خونم افتاده.
صداش که دوباره تو گوشی پیچید، دلم لرزید.
- نمی خوای چیزی بگی؟
باید می گفتم دوست دارم؟ آخه من که هنوزم نمی دونستم با خودم چند چندم. سکسکه ای کردم و کوتاه گفتم: چرا!
صداش مشتاق شد.
- چی؟
در حالی که مات به دیوار رو به روم زل زده بودم، زمز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هانیه

    3

    امنه جووون من این رمانو دارم از چنلت دنبال میکنم من هی دارم دنبال جلد دوم عشق امازونی میگردم ولی پیداش نمیکنم لطفا شما یا یکی دیگه روی جلد دومش ریپ بزنه من بتونم پیداش کنمم😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    در بخش رمان های طنز موجوده

    ۵ سال پیش
  • پری

    2

    ببین خیلی ها دنبال جلد دوم عشق آمازونی میگردن حتی خودم ولی خب جلد دوم فروشی و توی هیچ سایت و برنامه ای نیست اگر هم تو چنل جوین باشی میتونی بفهمی (:

    ۵ سال پیش
  • فاطیما

    4

    وات د فاز ویانا وات د فاز😂💔

    ۵ سال پیش
  • هانیه

    1

    حتی سرچشم کردم ولی توی برنامه پیداش نمیکنه ولی یه هفته پیش دیدم یکی در مورد جلد دومش نظر گذاشته چرا من نمیتونم پیداش کنمم😭یکی یاری برسونه😢

    ۵ سال پیش
  • یه بنده خدا

    0

    جلد دوم فروشیه و خانم آبدار اومدن یه قسمتی از همین جلد دو رو قرار دادن تو این برنامه ولی اگه کاملشو میخای باید بخریش

    ۵ سال پیش
  • Zahra

    8

    خدایا منو بهر چ آفریدی؟؟🤣 وای این ویانا رو خدا شفا نده ما بخندیم به پسره میگه بیا چشمه بعد خودش نمیدونه چشمه کجاس😐🤣چرا این پارت اینقدر کم بود؟ نصفش هم که از پارت قبلی بود عرررررر💔😒😪😪

    ۵ سال پیش
  • のarყa

    2

    :ادرس چشمه چر این مدلی بود*_*✖ツ

    ۵ سال پیش
  • مهلا

    9

    خیلی سوتی بدی بود ...من بودم اون لحظه ااز خجالت چشمه میشدم و مهیار میومد پام مینشست😁

    ۵ سال پیش
  • B

    11

    ای خِدا 😂😂😂این دانیال چقداز دست این دوتا حرص بخوره بچم روانی شد

    ۵ سال پیش
  • نازی

    11

    کشته مرده این ویانام😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    13

    خدا این ویانا رو شفا نده ما یکم بخندیم 🤣 میگه بیا چشمه بعد خودش نمیدونه چشمه کجاس 🤣😂😹

    ۵ سال پیش
  • سایان

    9

    ینی خیلی این ویانا عالیع 😂😂😂😂💙

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    11

    بی چاره دنی و میترا بجای اینکه دنبال داششون دنبال ادرس بگردن دنبال ویانا می گردن بدشم مهیار پیدا کرده این سه تا پیدا نکردن ...پس تو ابراز علاقه مهی این دنی نقش داشته

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    15

    شفا شفا🤲🤲🤲🤲🤲بهش میگه بیا چشمه بعد خودش جای چشمه رو نمیدونه 😂😂😂😂😂😂😂😂به دانیال میگه مهیار و مثل خوت نکنیا😂😂😂بابا همتون مثل همین😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • Ft

    11

    من چقد ویانا رو دوس دارم.خیلی خندیدم.رسما دیوونس

    ۵ سال پیش
  • Sahar

    13

    خدا ویانا چقد خنگه وصد البته دوست داشتنی❤️❤️❤️❤️

    ۵ سال پیش
  • سایه

    16

    خدایا به این شبای عزیزت اینا رو شفا نده یه ذره بخندیم دور هم😐😂👌🏽

    ۵ سال پیش
کپی شد!