هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) به قلم sober
پارت پنجاه :
تنها کسی که اعتقاد داشت من بامزهم همون یارو بود.اگه در حال خفه کردنام نبود،چه بسا ازش تشکر هم میکردم.چند ثانیه بعد از گفتن اون جمله ناگهان قیافهش تغییر کرد.انگار دچار حملهی قلبی شد! فشار دستهاش از بین رفتن و روی من سقوط کرد.نمیدونستم چه اتفاقی افتاد ولی خوشحال بودم که خطر ازم دور شد.به سختی کنارش زدم تا به کمک سورن برم اما دیدم اون کسی که با سورن درگیر بود هم روی زمین افتاده.هر
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
اگه من تونستم بنویسم،شما هم حتما میتونید ( ╹▽╹ )
۸ ماه پیشروح شماره ۱۳
0。◕‿◕。♡
۸ ماه پیشروح شماره ۱۳
1یه مدت بود می خواستم اینو بهت بگم. که سبک نوشتاری رمان تو ، تو طیف رمان های ایرانی ، وایب سریال پایتخت رو در مقابل سریال های ایرانی دیگه میده. یعنی درست شبیه سریال پایتخت یه وایب گرم و آشنا داره. واقعی تره. نوستالژیکه. احساس همزادپنداری باهاش زیاده. مثل شخصیت نقی و ارسطو و رحمت تک و خاصه:>♡
۸ ماه پیشملیکا
1حق گفتی...
۸ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
خیلی لطف داری به من و رمان (ʃƪ^3^)❤️
۸ ماه پیشروح شماره ۱۳
0*قلب و اکلیل.T-T
۸ ماه پیشلایف
0کسی نیست جواب سوال منو بده صد بار پرسیدم ای بابا خو چرا هاموس تحت تعقیب چیکار کرده ؟؟ چ ربطی ب گذشته داره که بهراد تغییرش داده . خو نویسنده ی عزیز جوابمو بده
۸ ماه پیشکورش
0فکر کنم رنیوز زیر ابشو زده همون موقه که بهراد رو میفرستاده واسه جن گیری و پیاز بهش میراد میزاشت زیر قالی
۸ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بهراد گذشته رو تغییر داد در نتیجه ریونیز نتونست طلسم روی دستش بذاره اما نقشهی دومی داشت.اونم جعل مدرک و پروندهسازی علیه هاموس بود.جوری که حتی مادرشونم گول زده.جنها ضد هاموس شدن و فراری شد.
۸ ماه پیش۰۰۰۰۰
2چرا شیرو رو از زندگیشون پرت نمیکنن بیرون و به درد سراشون اضافه میکنن از بهراد بی حوصله بعیده این تحمل
۸ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
شاید نمیتونن.
۸ ماه پیشZAHRA
1خدای من خیلی عالی و هیجان انگیز مرسی نویسنده عزیز😍😍😍
۸ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
( ◜‿◝ )♡
۸ ماه پیشبی نام
0شیرو انقدر ریلکس بود که احساس می کنم بقیه رو هم این کشته یجور ماس مالیش کرده
۸ ماه پیشSara.
0اولویت بندی هاموس رو خیلی دوست دارم 😂
۸ ماه پیشریحانه
0شیرو یه جوری رفتار میکنه انگار اون دوتا پیاز بودن که کشته شون نه آدم
۸ ماه پیشلایف
0یکی توضیح بده هاموس چرا تحت تعقیبه چیکار کرده؟؟ چ ربطی ب طلسمه داره حالا که طلسمی در کار نیس هاموس تحت تعقیب شده؟؟
۸ ماه پیشامیتیس
0نه دیگه شوهر عزیزم بهنانه هم باور داشت تو از داروین بامزه تری
۸ ماه پیشAzab elahi
2آخ جون دلم برا مسعود تنگ شده
۸ ماه پیشمهدیه
0هر چی فکر میکنم اصلا حسی بدی به این شیرو ندارم😅 دلمم برای بهراد میسوزه یسره بلاهای عجیب سرش میاد.
۸ ماه پیشهستی
4تنها کسی که بهش خوش میگذره ماجانه😂
۸ ماه پیشملیکا
2من باورم نمیشه که هاموس نمیتونه سر از کار شیرو دربیاره، و مهم تر اینکه هر یه تاشون خیلی راحت از این وقایع عجیب غریب میگذرن🤔
۸ ماه پیشزو زو
1خوبه تو دردسر میفتن که یاد مسعود 😶 عجب خیال راحتی داره شیرو بعد کشتن آدما!!! پس نتیجه میگیریم بقیرم کشته😎!
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

روح شماره ۱۳
1خلاصه که ؛ ممنونم که نویسنده شدی. نوشتن سخته. در واقع شروع کردن و وارد این میدون شدن. اما تو انجامش دادی و به طور احسنت. و موندگار و دوست داشتنی. قابل تحسینی. چون خیلیا جرعت شروع ندارن و دست دست میکنن.(مثلا خود من!) اما تو خلق کردی. و خالق اثر شدی**♡