پارت سی و هفتم :

هاموس: «اومدم یادآوری کنم که اگه به هر نحوی ماجان آزرده‌خاطر بشه و از این‌جا بره،خونه‌تو به آتیش می‌کشم!»
«باشه بابا،کشتی منو! اصلا می‌خوای خودمم گورمو از این‌جا گم کنم و خونه رو بذارم واسه شما دو تا؟»
هاموس: «هر جا بری منم باهات می‌آم.»
کتری رو پر کردم و روی گاز گذاشتم.«به طرز عجیبی منو یاد بابام می‌ندازی.بچه که بودم همیشه بهم می‌گفت وقتی جلوی چشممی نمی‌خوام ریخت‌تو بب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Moona

    0

    چقد سر این پارت خندیدم😂بعد کتکاری چایی میچسبه😂مسعود لنتی میگه قشنگ زد صداش تو کل خونه پیچید🤣

    ۶ ماه پیش
  • Mahy

    0

    دست خودم نیست نمی تونم دست از شیپ کردن مسعود و شیرو بردارم🎀😔همچین بهراد و هاموس

    ۷ ماه پیش
  • راونا

    3

    هاموس عاشق بهراده🦍🎀

    ۷ ماه پیش
  • Lili

    6

    این جمع سینگل به گور پاینده تا ابد

    ۷ ماه پیش
کپی شد!