پارت دویست و یک :

عصبانی و کلافه اوف کشیده‌ای گفتم و سمت مراسم رفتم.
فقط امیدوارم بورسیه و اختراعمون به خطر نیفته... لعنت به اون روزی که پیشنهاد دوستیش رو قبول کردم!
می‌خواستم یه جوری حواس خودم‌و پرت کنم؛ چون علاوه بر مشغله فکری، زیر دلم هم درد می‌کرد. الان باید مثل هر دختر دیگه‌ای استراحت کنم ولی متاسفانه افتادم توی دراماهای خانوادگی مسخره.
با چشمام دنبال پوریا و حامد گشتم. ترجیح میدم پیش د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سیتا زید ماهان

    2

    یعنی برای بار چهارم ذارم میخونمش ولی بازم همچین با اشیاق اینجا هارو میخونم و گریه میکنم که ها حمیده خیلی خوب نوشتی تکنیکا تو اوج نوجونی من بود انگار که منم باهاشون این سختی هارو کشیدم و تا ابد یه گوشه از قلبم برای تکنیکا میمونه

    ۵ ماه پیش
  • مهسا

    3

    ولی من هنوز دارم برا دیاکو عزاداری میکنم... منی که از رنگ لجنی متنفر بودم الان عاشقش شدم..

    ۶ ماه پیش
  • مهسا

    1

    چیییییی؟؟؟؟ 😳رویا؟ آخه چرا؟ مگه اون مانی *ون قورباغه ای چی داشت که باهاش ازدواج کردی؟ چرا اینکارو کردی آخه؟ بیچاره رضا😔ولی خوشحال شدم که با سانتافه ازدواج نکرد

    ۶ ماه پیش
  • Helia

    1

    دروغ نگو رویا نههههههههه با مانی نهههه رضا به خاطرش تو عروسی این کار رو کرد کاش یه فرصت می داد حداقل

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    6

    دقیقا😅 الان نیکا مگه دختر امیر نیست ،پس مادرش کیه 😐

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    عه یکی که اسمش مثل منه 😂😂

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    5

    اخه چرا ؟نباید اینجوری میشد . حمیده امیرو و رضارو نباید اینجوری میشکوندی .😮 💨😭

    ۹ ماه پیش
  • نگارییی

    9

    رویا با مانی ازدواج کرد ..... به جمله پر از غم🥲

    ۹ ماه پیش
  • نرگس

    4

    ممکنه نیکا بچه امیر و گیلدا خواهر پارمیس باشه...ممکن هم هست که بچه امیر و دیاکو(دیانا)باشه..

    ۹ ماه پیش
  • آنیا

    3

    چی میگی گیلداروازکجاآوردی خواهرمن نه بابا

    ۹ ماه پیش
  • آنیا

    3

    راست میگفت این عشق برای رویاوکارهای رضافقط وفقط خفت داشت نه زندگی عاشقانه

    ۹ ماه پیش
  • بهاره

    6

    من نمی فهمم چرا این قدر گارد دارید؟ تکنیک ها به زیبا ترین و طبیعی ترین شکل نوشته میشه زندگی که همیشه گل و بلبل نیست! انقدر هم انرژی منفی به نویسنده ندید! من به شخصه عاشق قلم حمیده هستم و درسته منم خیلی توی این پارت ناراحت شدم...اما واقعا این عشق برای رویا فقط خفت داشت

    ۹ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بوس روی لپای شماااااا😍

    ۹ ماه پیش
  • سما

    2

    حمیده خواهر دور سرتتت بگردم میمون استوایی بس کن دیگه ولله انقدر ناراحت شدم که وقتی نگار و ایوار بهم برگشتن انقدر خوشحال نشدم

    ۹ ماه پیش
  • دیاکوی بی امیر

    3

    تکنیک ها بینظیره مثلش پیدا نمیشه قلمت قویه داستانات هیجان انگیزه ولی من چهار فصل دارم بدبختی میخونم چهار فصل در به دری چهار فصل نرسیدن و خواسته نشدن اخه لعنتی چقدر غصه بخورم بسه ی خوشبختی ریز میاری صد برابر شو ع دماغمون میکشی بیرون تو چهار فصل هی ناراحتمون کردی بس کن دیگه

    ۹ ماه پیش
  • دیاکوی بی امیر

    7

    همه میدونن رمانت بهترین رمانه ولی سطح دارم و غمش زیاده قبول کن انقدم خوب نیست که توی رمان بخوایم ناراحت بشیم به قول بچه ها ما با این رمانت زندگی کردیم ولی تو زندگی همه مونو زهر کردی دیاکو رو کشتی رضارو به رویا نرسوندی پای بهروزو شکوندی اسدی از بچه هاش جدا کردی و نمیدونم چرا انید غمگینه

    ۹ ماه پیش
  • رها

    3

    رضا رویا بچه های بیچارم😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۹ ماه پیش
  • فن آیوار حرومزاده

    2

    ولی خدایی اون قسمتی که دیاکو مرد یک ساعت تمام گریه کردم 😪😥😢😭

    ۹ ماه پیش
  • فن محسن حرومزاده

    0

    ایوار حرومزاده چه شتیه؟

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️