پارت چهل و سوم :
اکبری با سرعت کمرش رو از پای در صاف کرد؛ مثلاً میخواست طوری وانمود کنه که انگار کمرش گرفته و دقیقاً بخاطر قحطی جا، دم در رختکن اونا وایستاده.
- مغلطه نکن مردک، کمرم رگش گرفته بود.
- آها. فقط ایشالله وقتی کمرت صاف شد، این جنازه رو که گوشش درست پشت در رختکن ماست از روی زمین جمع کنی.
این حرف کشمیری باعث شد که اون عوضیا با صدای بلند بزنن زیر خنده.
پویای کم خردِ کک مغز؛ جوری روی زمی
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فن رابین صادراتی
1متین جان ریدی داش
۱ ماه پیشابجی نیما
3بد گفتی متین بد گفتی اون نگاه سهیل خودش هزاران حرف ناگفته بود
۱ ماه پیشزینب
4دلم برایی سهیل خیلی سوخت گناه داشتاون از همه جهت تحت فشار بود و خیلی سهیل رو درک کردم حس می کنم دلش شکست از این حرف متین و انگار بانگاهش می گفت من فکر کردم تو فرق می کنی رو تو یه جور دیگه حساب کرده بودم متین
۲ ماه پیشنسترن
2مگه متین بهش چی گفت؟
۲ ماه پیشاف اف
1رمانت خیلی خوبهههههع
۳ ماه پیشهلیا
13اما متین به عنوان محرم راز سهیل اونجا بود، این حق سهیل نبود..
۴ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
💘هنوزم توی شوکم که چطوری این حرفو بهش زد(چراااا نوشتنمننممممم)
۴ ماه پیشهلیا
2اونجاا که با عمش رفت خونه سهیل اینااا، نباید از اتفاقای اون روز درمقابلش استفاده میکردد
۴ ماه پیشهلیا
1پیش میااد بابااا🤣
۴ ماه پیشنانا
0کجا رو منظورتههه؟؟؟؟
۴ ماه پیشهلیا
0اونجاا که با عمش رفت خونه سهیل ایناا، نباید از اتفاقای اون روز در مقابلش استفاده میکردد
۴ ماه پیشننننننن
0مگه چی بهش گفت
۴ ماه پیش...
19ولی نباید اون حرف به سهیل میزد سهیل انقد از زندگیش بدی دیده که دیگه دربرابر حرف متین سکوت رو ترجیح داد حرف زیاد داشت اما ساکت شد از صمیم قلب درکش میکنم 💔
۵ ماه پیشسهی
27متین نباید این حرفو میزد سهیل اون نگاه چند ثانیه ایش قشنگ میگفت که عوضی فکر کردم تو فرق داری ولی توهم عین اونایی🥀
۵ ماه پیشبی حال
4دقیقااااااا
۵ ماه پیشمعصومه
0کدوم حرف؟ چی گفته؟
۵ ماه پیشسهی
0خودش چیزی نگفت ولی چشماش داشتن اینو میگفتن
۵ ماه پیش(shin ff)عضو کلاب
3متین و مهران نه ولی میشه گفت اشران عالیه(تریکب اشکان و مهران)
۵ ماه پیشبرفین
6الان کل کراشامو یکجا جمع کردی دختر فقط این مهران و شیوا بغل هم بودن یادم میاد این هو *** تیتاپ زده ذوق میکنم😁😁😁😁(تخریب شخصیتی فقط خودم)
۶ ماه پیشارغوانی
24ولی متین بدچیزی رو تو بدجایی به سهیل گفت... فایت نگاهی اشکان و مهران و نیما و ارششش
۹ ماه پیشDiana
8قاسم اصغری داداش چطوری ؟ ، که تیمت قراره ورژن دوم یوسف *** رو اجرا کنن
۹ ماه پیششیوان شیپررر
53طرفداران شیپ شیوا و مهران اعلام حضور کنن(زینب یکی از بهترین نویسنده هایی هستی که دیدم و واقعا فوق العاده اس قلمت)💙🙃
۹ ماه پیشسادات
15ترو خدا این کار سمی رو نکن من حاضرم متینو با فرزین شیپ کنم ولی مهران نه ( به هم نمیاننن💔🥸)
۹ ماه پیشساهی
6بالاخره طاها ی خودی نشون داد کم کم داشتم شک میکردم بهش(البته هنوزم بهش شک دارم😁)
۹ ماه پیشراسا زن رسمی مهران
25متین داداش خراب کردی نباید این چیه اون سهیل تخم جن میگفتی
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

یک عدد فن
6چیی.. اکبری سهیلو زدد.. اون حق نداشت دست بلند کنه روی سهیلی که این همه بدبختی داره و متینم حق نداشت از این موضوع خوشحال شه وقتی با چشمای خودش دیده چقدر بچه سهیل تحت فشاره و بعدم اون حرفو بهش بزنه.. متین کم عقل متین کم عقلل🤦🏻 ♀️