هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) به قلم sober
پارت هشتم :
گفت: ولی من مطمئنم از قبل نقشه داشته! مثه نقشهای که واسه بابام کشید.باورتون میشه شبها که بابام میخوابید کنارش مینشست و بدون پلک زدن بهش خیره میشد؟!
برادرتون اون سه نفر رو میشناخت؟ باهاشون خصومت شخصی داشت؟
گفت: لابد میشناخته که ک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

Sama
4وای من عاشق سورنم