پارت چهل و یک :



تنها کاری که می‌توانم انجام بدهم این است که منتظر پاسخ ننه بمانم.

- خودت می‌دونی که ما هم درگیر مراسم هستیم. درسته که نتونستیم مراسمی همگانی داشته باشیم اما باجی در جریان هستش که قرار شد که من امشب اونجا نباشم.

- من معذورات شما رو درک می‌کنم اما نمی‌دونم چرا با تمام این حرف‌هایی که می‌زنین باجی به من تاکید کرد که حتماً شما رو با خودم ببرم.

ننه آرام و مت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا موسوی

    1

    عالیه جذاب و مجذوب داستان شدم بدونم ادامش چی میشه و به بقیه هم پیشنهاد میکنم این رمان بخونن.رمز آلود بودن احسان جالب

    ۱۰ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    به مهرخوندین عزیزم خوشحالم که به دلتون نشسته

    ۱۰ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    خوشحالم که رمان مورد پسندتون شده. به‌مهر خوندین عزیزم

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️