پارت صد و شصت و ششم :

روسری بزرگ پشمی‌اش را نامرتب روی سرش انداخته بود. بلوز بافت و دامن کشمیر به تن داشت و از زیر دامن هم شلوارکی تا زیر زانو و جوراب بلند بافت به پا کرده بود. استخوان‌هایش خیلی وقت بود در جنگ با سرما مغلوب می‌شدند. ساعدهایش را بغل کرد و با تعجب پرسید:
- بالا کیمدی گجه‌نین بوواختی؟ (کیه این وقت شب؟)
شک نداشت فریدون آمده است. از وقتی به شهرشان برگشته بود، خودش شده بود جن و فریدون بسم الل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الی

    1

    بنده خدا افروز اگه زنده میموند چندتا مرد بودن که هواشو داشته باشند.

    ۹ ماه پیش
  • پری مامان دخی

    1

    اونموقع ک افروز به یه پشت وپناه محکم نیازداشت این مردا پشتش نبودن حالا که نیست همه دوسش دارن. آدما وقتی میمیرن تازه عزیز میشن

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    اونموقع فریدون بچه بود. گوش سردار هم پر از حرفا و تهمتای نگین و مریم. تو دلش فقط کینه بود نسبت به افروز.

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    حیف که اون زمان فریدون بچه بود و سردار دلگیر. 😔

    ۹ ماه پیش
  • م.ر

    1

    با توپ پر امده😁

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰👍👍👍

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    3

    کاش پارت هدیه هم بهمون بدی بانو خسته نباشی🌹❤️

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    دیگه تقریبا هرروز پارت داریم.

    ۹ ماه پیش
  • راز

    3

    عالی بود بانو خسته نباشید

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشید جانا.

    ۹ ماه پیش
  • مریم ن

    2

    خیلی ممنونم عزیزم عالی بود خسته نباشید.🌹💋

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    برقرار باشید عزیزم.

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    خیلی عالی بود ممنون فاطمه جان 🌟💜🌟💜

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    نگاهتون قشنگه فاطمه جان.🥰

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️