جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت بیست و نهم :
نگاههایِ آن ده نفر را که سمت خودش کشاند، قدمی رو به داخل گذاشت و با حرکت سر از مردی که نگهبان بود خواست از اتاق خارج شود. او که بدون هیچ حرفی رفت، هرمز نگاهش را روی تکتکشان چرخاند و سپس با جدیت گفت:
-به نوبت از اتاق برید بیرون و سوار ماشین بشین.
مکث کوتاهی کرد و ادامه داد:
-سر و صدا ممنوع، صدا ازتون بشنوم همونجا پیادهتون میکنم، حرفم زدین در حد پچپچ نه بلندتر.وقتش که شد پیا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
طفلی خیلی گناه داشت🥲احتمالش هست
۲ هفته پیشاِنیگما
1چرا حس میکنم راستین مظلوم داستانه؟
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
چون واقعا مظلومه
۶ ماه پیشفاطی
0آدمها دنبال کشیدن نقشه ان تا کار همدیگه را خراب کنند.و راستینی که بی خبر از همه چیز پایش در همه جا گیر است..نقشه مبثاق کاش به نفع راستین باشه..ولی هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مطمئن باش به نفع راستین نیست
۶ ماه پیشSare
1سرنوشت اون دختر طفل معصوم چی میشہ😢😢ای بابا حالا با بچم راستین چیکار داری 🙄🙄😡
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
سرنوشتت شد بدبختی،میفهمی چیکار داره
۶ ماه پیشSare
1این طبیعیہ کہ میخوام پاشا رو زندہ زندہ بکشم ب سیخ و بدم ب خورد شادی!!🤔🤔
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آروم باش این همه خشونت لازم نیست😂
۶ ماه پیشالناز
0خیلی ببخشیدااااا ولی من به عنوان یه نویسنده میگم تو یه همچین رمانی جای یه پلیس خوشگل و وظیفه شناس و نفوذی خالیه مصی جونم😂😂😂😂😂😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عه بابا دیگه جاش خالی مونده چه کنیم😂بچهها هی میگن میثاق پلیس مخفیه ولی😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
گفتی نویسنده، از نویسندههای اینجایی؟🤔
۷ ماه پیشالناز
0نه ولی شاعر و نویسنده ام به معنای واقعی یک رمان خوان حرفه ای و یک کرم کتاب😂😂😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عه چه خوب موفق باشی خوشحالم یه نویسنده رمانمو میخونه و دوستش داره🥺
۷ ماه پیشالناز
0قربونت عزیزم رتبه اول استانی و کشوری آوردم ولی فعلا زمانی یا شعری چاپ نکردم یا تو همچین جایی نذاشتم فعلا چراغ خاموش میریم جلو که ببینیم تا چ پیش آید زین پس
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم ایشالله کلی موفقیت کسب کنی🥺
۷ ماه پیشElina
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

معصومه علیایی | نویسنده رمان
یه نقشهای براش کشیده🙄
۷ ماه پیشالناز
0از این که اسپویل میکنی ناراحت نیستی مص؟؟!!
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
نه😂 استوری رو میگی؟کلا سمت کامنتا و استوریای من بری اسپویل میشی😂
۷ ماه پیشالناز
0نه کلا تو جوآب بچه ها که گاهی اسپویل میکنی رو میگم من سرمو ببرنم اسپویل نمیکنم رمانامو😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
نه به حرفای من توجه نکن من عمرا اسپویل کنم😂
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
حالا من این استوریا رو میذارم که مخاطب جذب شه از این طرف مخاطبای رمان اسپویل میشن😂
۷ ماه پیشYesii
0میثاق با راستین چیکار داره؟ بچم خودش کم دردسر نداره میثاقم بشه قوز بالا قوز
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میفهمی چیکار داره باهاش😁
۷ ماه پیشفیوزپفیوز
0چرا حس میکنم پاشا یکی از اعضای خونواده میثاق رو قاچاق کرده ؟
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
احتمالش هست🤔
۷ ماه پیشElina
0خدا می دونه برای چه آرزو ها رویا هوایی سوار اون ماشین شدن ولی خبر نداشتن که سرنوشت شون قراره مرگ یا بردگی باشه💔
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
اگه میدونستن قراره چی به سرشون بیاد هیچ وقت پا تو این مسیر نمیذاشتن💔
۷ ماه پیشفاطیما
2از دست میثاق نمیدونم حق داره یا نه ولی واقعا شادی گناه داره باید از خوده پاشا انتقام بگیره گرچه اون موقع شادی هم شکست میخوره شایدم میثاق حق داره باید بریم جلو تر مرسی عالی بود بی نهایت دوست دارم پارت هدیه هم داشته باشیم آخر شب حتمااااا میخونم🥰
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میدونی شادی واقعا گناهی نداره اون حتی خبر نداره کار اصلی باباش چیه ولی خب میثاق میخواد یه طوری به پاشا ضربه بزنه که کلا نابودش کنه
۹ ماه پیشآگرین
1اما به جز شادی می تونه از راه دیگه ای پاشا رو نابود کنه ، شادی هم داره قربانی کارهای پدرش میشه و این خیلی ظالمانه ست 😓🥺
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
شادی بی خبر از همه جا داره تاوان کار پاشا رو پس میده🥲 میتونیم اینطوری بگیم که میثاق دقیقا میخواد از جایی به پاشا ضربه بزنه که خودش آسیب دیده
۸ ماه پیشآگرین
1بیچاره شادی 🥲🥹 ولی میثاق می تونه از طریق همون کارهای پاشا نابودش کنه ☠️💀👊
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
میثاق نقشهها داره فعلا
۸ ماه پیشآگرین
0پس این پلن a 🤔؟! پس پلن های دیگه ام هست و مونده 🫣
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
در ادامه میفهمیم چیه
۸ ماه پیشدلارام
0این وسط فقط راستین پاکه فعلا
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بچهام انقدر مظلومه که حد نداره🥲
۸ ماه پیشدلارام
0تو این واقعا عصبی شدم لحظه جدا کردن اون بچه از بغل باباش بغض کردم خیر نبینن واقعا اینجور ادما معین انتر سگ
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
معین از گل نازکتر به زن و بچهی خودش نمیگه ولی ببین چه بلایی سر بقیه میاره
۸ ماه پیشفیوزپفیوز
0وای معین چرا اینقد اشعالهههههه الهی بگرروم برای راستینم که همچین خواهر شوهری دارههه
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
دیدی چهطوری بچهی طفل معصوم رو از باباش جدا کرد؟🥲
۹ ماه پیشفاطیما
1قشنگم خسته نباشی من خودم به علاوه درسام تو مسابقه هم شرکت کردم و دارم مقام میارم و وقت کم میارم با این همه کار خوندن رمان شما برام مهمه مرسی که به موقع پارت هارو میذاری خوشگلم🥰 سعی میکنم زود به زود کارامو انجام بدم که برسم رمان شما رو هم زود بخونم
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
ای خدا مبارکه عزیزم موفقیتای بیشترت، خیلی خوشحال شدم😍🥺
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آتانازدلارام
0وای خدایا من واقعا داشتم برای اون دختر بچه گریه میکردم 😭😭فکر کنم پاشا با یکی از افراد خانواده میثاقم همچین کاری کرده باشه که آنقدر ازش متنفره