پارت سی :


روک با حرکت دستش، تلاش اخیرش برای دگرگونی را نادیده گرفت. با این حال، نوری سرکش در چشمانش می‌درخشید و به نظر نمی آمد از این موضوع آسیبی دیده باشد.

«این مکان بهم اجازهٔ دگرگونی نمیده. به نظر میرسه به آرامگاه یه ارباب تپه برخورد کردیم.»

همین کافی بود. من قصد نداشتم منتظر بمانم تا خودم را به موجودی با نام ترسناک «ارباب تپه» معرفی کنم. دامنم را جمع کردم و آماده فرار شدم. ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!