پارت سی و هشتم :
چشم غرهای بهش رفتم و دیس برنج رو با نفرت توی دستم گرفتم.
- یکم از این بچه یاد بگیرید.
الان با من بود؟
هورت محکمی از چایی کشید و قند رو توی دهنش مکید.
- البته اینم آش دهن سوزی نیست، ولی هرچی نباشه سگش به شما دوتا بیشرف، شرف داره. شانس خوبشه که چنین عمهی بافضیلت و محترم و باکمالاتی داره.
دلم میخواست کفگیری که ته قابلمه بود، مثل دسته بیل تا ته توی کونش فرو کنم.
سهیل هموÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۴۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
... نقطه ...
1این مهناز ی که میگن همون دختریه که رامین قبلان دوست داشته یا کی؟؟
۲ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
نه نه این دختر دختر عمهی مهرانه
۲ ماه پیشتینا
0سپهر یه اشاره هایی کرد از این که راه شهرام به بیراهه رفت منظورش از گذشته ولی چی باعث این شده شاید بعد مرگ مهناز اینجوری شد ای خدا شهرام بیچاره هم کم سختی نکشیدا معلومه متینم گند می خوره به زندگیش
۲ ماه پیشابجی نیما
9نمیدونم برای کدومشون عر بزنم.. برای زندگی و یتیمی نیما؟افسردگی میتن؟حرفای سپهر؟کمبود محبت سهیل؟گذشته اشکان؟یا.. انقدر زیادن نمیدونم کدومو بگم و تا ابد واقعا براشون قلبم ناراحته.
۳ ماه پیشابجی نیما
10ولی خیلی جالبه همزمان هم پسرا هم شیوا تو مدرسه سال نهم سال سخت و پرفنایی رو از سر گذروندن هردوتاشون زجر کشیدن
۳ ماه پیشDiaa
3سپهر گفت بقیه اش مربوط به کیانه؟ یعنی ارمیتا با کیان مخبر هم دست بوده و حساب شده اومده بود مدرسه شیوا؟
۳ ماه پیش𝑍𝑒𝑖𝑛𝑎𝑏 :)
0آرمیتا کیه؟
۳ ماه پیشDiaa
1همین پارت و بخون متوجه میشی
۳ ماه پیشابجی نیما
5فک کنم اره چون وقتی داشت با کیان هم حرف میزد همش میگفت به غیر از اون ماجرای لعنتی.این وسط ارمیتا و کیان یه ربطی بهم دارن شاید ارمیتاعه برنامه ریزی شده و با هدف با شیوا دوست شده.از طرفی این اتفاقا تقریبا همزمان با اون استوری شاهد نیوز ک گفت خانوم رادمهر با سه تا پسر میری شماله فک کنم یه ربطی بهم دارن
۳ ماه پیش𝑍𝑒𝑖𝑛𝑎𝑏 :)
0اوکیه مرسی
۳ ماه پیشلیمو
2اگر این بازی فوتبالم یکی از بازی های کلاب بوده پس چرا سپهر که یکی از اوناست و به احتمال زیاد خبر داشته، چرا جلوی شیوا رو نگرفت تا نره اونجا؟
۳ ماه پیشهلیا
3سپهر مورد علاقمه>>
۵ ماه پیش...
3چرا همشون انقد بدبختن و درد و مشکلاتی دارن ؟ متین آریو اشکان سهیل ارش حتی سامیار ، مهران اینا...ک بکنار خدایا دلم برا سهیل کباب شد 😭😭 راستیییی آریو چرا نییس دلم تنگشه بدجوور
۶ ماه پیشمبینا
16همش دارم ازدواج شیوا و سپر و تصور میکنم
۶ ماه پیشبرفین
30من الان متینو سپهرو شیپ کردم ولی ناموسا شبیه رمانای عاشقانه بود اون قسمتش که متین بغل سپهر مشت میزد😁😁
۸ ماه پیشمتین
15منم سپهر دوس دارم 😍 دقیقا احسا کردم سپهر شیوارو دوست داره
۷ ماه پیشنمیدونم
12مخصوصا اونجا که سپهر شروع کرد به دیس کردن شیوا وقتی دید جواب نمیده مثل همیشه سرحال نیس اصرار میکرد چشه بیاد حرف بزنن و ....
۷ ماه پیشمتین
12اقا این ارمیتا هه مشکوک احساس میکنم دوباره وارد داستان میشه
۷ ماه پیششیوا
7چرا ؟ باز من احساس میکنم سپهر شیوا رو دوست داره از اول داستان مهران فقط یک دهم سر سوزن به شیوا واکنش نشون داده🤔
۷ ماه پیشفن نیمارش
12چرا احساس میکنم سپهر حسی به شیوا داره ؟
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
4آخیی چه پارت قشنگی، معلوم بود که سپهر از روی بدی و تنفر قبلا اون حرفا را نزده بود و خب اینجا معلوم شد و جدا از این چیزا چقدر راحت مدرسه را میپیچونناا یعنی چیی؟؟ ما اگه فقط یک ساعت هم دیر بریم کلی چیزمون میگن و.. چه برسه اینقدر راحت چند روز چند روز نریم😂😂