پارت صد و یازده :

***
بیش از پیش در صندلی‌ای که زیر فشار بی‌رحمانه‌ی تنش له شده بود، فرورفت. سیگار نیم‌سوخته میان انگشتانش به لرز افتاده بود و دودش، همچون پرده‌ای خاکستری، بی‌صدا دور چهره‌اش می‌چرخید و خطوط محکم و خسته‌ی صورتش را محوتر می‌کرد و ابروهایش آن‌قدر فشرده نگه داشته شده بود که ماهیچه‌ی باریک میان پیشانی‌اش تیرهای کوتاه و پی‌درپی میکشید. همان درد آشنا، درد همان لحظه‌هایی که چیزی از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سما

    2

    ارش یه شیطان ب تمام معناعه واقعنا

    ۱۰ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دقیقااا

    ۹ ماه پیش
  • نجوا

    2

    قربونت مثل همیشه عالیییی فدات وای یاد خواستگار سمجم افتادم الن هم وقتی اسمش میارم شوهرم غیرتی می شه کیا هم حق داره وقتی یکی به عشقش این حرف ها بزنه این آرش مارموز را خفه نکنه

    ۱۰ ماه پیش
  • آتوسا

    1

    چ ذات کثیفی دارهه ارش

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    1

    ارش داری حیف میشی چطوری انقدر خوب نقش بازی میکنی 🙂💔

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    3

    آخیی کیا 🥲💞

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    3

    همش احساس میکردم میفهمه منم یکی اینجوری دقیق اطلاعات بده شک میکنم👀

    ۱۰ ماه پیش
  • مبینا

    2

    و باز هم هوش آرش...

    ۱۰ ماه پیش
  • فخری

    2

    سپاس فراوان ملیکا جون خسته نباشی عزیزم عالی بود. پارت بلند بالا و عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤

    ۱۰ ماه پیش
  • م

    2

    یه جوری متحیر شده انگار نه انگار خودش ساخته وجاساز کرده تو وسایل این بدبختا 😮😡🙏🏻💚

    ۱۰ ماه پیش
  • م

    2

    تپش با این خداحافظی هول هولکی خودشو لو داد ولی عجب هفت خطیه این آرش مارموز از اولش مشکوک شد😮

    ۱۰ ماه پیش
  • الی

    3

    ووووی این آرش چقدر درسنامه

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلا

    3

    مثل اون آهنگی که هیچ وقت پاکش نمی کنم ولی ردش می کنم مثل خاطراتی که هیچ وقت پاک نمیشه ولی دیگه بهشون فکر نمی کنم، دقیقا مثلِ همینا تو هم همیشه جات یه گوشه از قلبم میمونه ولی دیگه سمتت نمیام. ارشم دقیقا اینطوری ب فکر انطور افتاده:)

    ۱۰ ماه پیش
  • ارزو

    3

    چ پارت خفنی ممنونم ای ارش مارمولک همه جیم فهمید اخی ارشم یه زمانی عاشق بودهه

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️