پارت سی و یک :

(بعد از مدرسه)
پلاستیک نوشابه رو محکم توی بغلم گرفتم و دوتا یکی پله‌ها رو بالا رفتم.
صداشون توی کل ساختمون اکو می‌داد، جوری که بین مسیر بالا رفتن از پله‌ها، می‌تونستم ببینم در و همسایه چطور در خونه‌اشونو باز کردن و دارن گوش وایمیستن.
ان‌قدر که سریع سریع پله‌ها رو بالا می‌رفتم، نوشابه رو رسماً از گاز انداختم، تبدیل شد به شربتِ شاتوت.
صدای عربده‌ی آقا مجتبی و نعره و گریه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • محدثه

    3

    من اگه اینقدری که برا حل این رمان وقت گذاشتم یک دهمشو برا درسم می گشتم الان نابغه بودم زینب تو مغزت چی داره لامصب این اولین رمانته و اینجوریهه

    ۲ هفته پیش
  • ....

    2

    همه دنبال اف دوم هستن و به بقیه مشکوکن اصن شاید اف دومی وجود نداره اف دوم شاید بدون اینکه خودش بفهمه وارد ماجرا بشه و شاید خود متین باشه

    ۱ ماه پیش
  • لیمو

    2

    اگر کیان میدونه سپهر کیه و چیکاره شیواست، پس چرا سپهر تو باشگاه به متین گفت اینجا و بین اینا ما همو نمیشناسیم؟ فقط کیان میدونه اینا نسبتی دارن یعنی؟

    ۱ ماه پیش
  • همزاد متین

    0

    حتما همنطوره و اینکه تا حالا به کسی نگفته نشون دهنده یه بگایی جدید برا متینه

    ۱ ماه پیش
  • Diaa

    2

    کیان کی رفت خارج؟ همون موقع های که شهرام رفت؟

    ۱ ماه پیش
  • لیمو

    5

    کیان بچم طاقت دوری شهرامو نداشته مستقیم رفته جایی اون هست تا نزدیکش باشه🔥❤️

    ۱ ماه پیش
  • لیمو

    2

    دقیقا بعد حرفای کیان استوری کامبک گذاشته شد. کیان گفت بهتره دست از کنجکاوی تو گذشته شری بردای ولی بعد با لحن دیوثانه گفت همه چی ماته تو باید پیداش کنی! داداش فازا مازا؟

    ۱ ماه پیش
  • لیمو

    2

    کیان گفت اگه مسیر رو درست بری یه جایزه داری؟ منظورش چی بود؟ من یه نظریه داشتم اونم این بود که اونی که معمای اف دو رو حل میشه خود اف دو! یعنی اف دویی وجود نداره فعلا. نمیدونم

    ۱ ماه پیش
  • لیمو

    0

    ممکنه اون فری نامی که سپهر گفت کیان باشه؟ کیان فرهمند! وگرنه چطور خبردار شد و چرا اسم سپهر رو آورد؟

    ۱ ماه پیش
  • Diaa

    1

    و در اخر اینکه شاهد نیوز دست خودشه به دو دلیل 1 گفت الان شاهد نیوز دست کسیه که ازش راضیه در صورتی که شیوا اشاره کرد یک هفته اس هک شده 2 رامین اشاره کرد این معمای فعلی سبکش مثل همون قبلیاعه ، حالا پارتای جلوتر اشاره شده بود بیشتر معما هارو کیان مخبر مینوشته

    ۱ ماه پیش
  • Diaa

    0

    موقع حرف زدنش با شیوا برگشت گفت سپهر از فری نام یا همون فرزادی که اول گفت شماره شهرامو گرفته ، این موضوع رو از کجا با خبر شد؟

    ۱ ماه پیش
  • فن مهران

    2

    ببیند من ی نظریه دارم این یارو فرزاد طرف تو همه عکسا بودهبچه ها یعنی همه دانش آموزان بهش میگفتن تی تی تا اینجا حله،یارو رسمن اومده اشکامو معتاد کرده با راهنمایی ها رابطه خوبی داشته.که این میتونه یجور حالت رد گم کنی باشه که کسی به یارو شک نکنه شک که هیچ حتی ب ذهنشم نرسه که اون می تونه اف دوم باشه

    ۳ ماه پیش
  • فرنگیس

    1

    خیلی وقت پیش به زینب گفتیم فرازد آف دومه گفت نه وگرنه اولین تارگت سمت فرزاد بود

    ۳ ماه پیش
  • شین _اف_اف_کلاب

    5

    من خیلی برام سواله که اصن چرا فرزین و شهرام و فرزاد و هر *** مغزی که تو کلاب بود همچین کاری کردن مگه روانی بودن ؟ فقط برای اینکه نشون بدن رئیس کیه همچین کاری کردن یا اونام آسیب دیده بودن ؟

    ۴ ماه پیش
  • مجنون

    3

    فرزین یه اختلال داره یادم نیست چیه دقیقا ولی اینجوریه که از صورتش متنفره انگار دوست نداره کسی ببینه صورتشو خلاصه یجور بیماری روانی داره شهرامم من اینجور فکر میکنم بعد مرگ پدرش ضربه روحی شدیدی بهش خورد برای سرگرم کردن خودش فرار از زندگی روزمرش این ایده کلاب و راه اندازی کرده

    ۴ ماه پیش
  • مانا

    2

    بنظرم این اختلال فرزین همینجوری به وجود نیومده اگه یادتون باشه اون یارو ارشیا هم ماسک میزنه اغلب من حدس میزنم این ماسک زدن این دو شاید یه نوع مجازات باشه مثلا تو مسابقه ای فایتی چیزی باختن و مجازاتشون پنهان کردن صورتشون بوده باشه که شاید هم بعدش باعث شده فرزین از این بابت از صورتش متنفر شده باشه

    ۴ ماه پیش
  • مجنون

    0

    به قول حرفای خود شهرام که به مهران گفت دنبال یه سرگرمی یچیز خارج از چرخه تکراری زندگی بوده

    ۴ ماه پیش
  • قابلمه قرمه سبزی

    4

    کاش همون لحظه که کلمه بنفشو دیدم یاد لین نمیفتادم💀💀

    ۵ ماه پیش
  • قابلمه قرمه سبزی

    3

    وای هرچی میگذره دلم بیشتر برا اشی میسوزه🥲 آخرشم میفهمیم Fدوم الکی و سرکاری بوده -یر میشیم😭✋️

    ۵ ماه پیش
  • خواهر شیوا

    1

    من قبلشون جواب پیدا کردم و دونستم منظورشون لین هست ولی دلم واسه اشکان سوخت چقدر زجر کشید و بیشتر از فرزاد کله قرمزی متنفر شدمم همونی که از در دوست دشمنه

    ۵ ماه پیش
  • Tinaa

    3

    هر لحظه بیشتر دلم واسه اشکان میسوزه

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️