نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت صد و دوم :
با دیدن اسم خانم سماوات که روی صفحه موبایلم افتاده بود به سرعت خط را آزاد کردم و جواب دادم. همه چیز طبق برنامه پیش میرفت، نصف بیشتر وسایل ها به خیریه اهدا شدند و باقی وسایل ها را به مامان سپردم. لیست کارهایم را در دست گرفتم و لبخند زنان مقابل اهدای وسایل به خیریه تیک سبزی زدم. حواسم به نوشتن باقی برنامه ها بود که با صدایش از جا پریدم
_ خانوم خانوما به چی میخندی!؟
_ اوف حامد ترسوندی من
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
فقط یه پارت دیگه مونده تا مشخص شدن همه چیز💔
۸ ماه پیشمیم
2خسته نباشید و دست گلت درد نکنه سمانه جون برای پارت هدیه 👏👏👏🙏🏻💙🌹
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزدلمی قشنگم💕
۸ ماه پیشمیم
2چقدر عالی بود پارت ولی باز حالمون رو گرفت این خروس بی محل ناشناس 😠🥺
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه تا مشخص شدنش فقط یه پارت مونده🥲💔
۸ ماه پیشسهیلا
3سرو کوجا رفتییییی
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
سرو دوباره سقف پیاماش پر شد نمیتونه کامنت بذاره🥺
۸ ماه پیشسهیلا
2ای وااااااااای بابا کلی غیبتمون موند😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نگراننباش درست میشه عزیزم
۸ ماه پیشنوشین
2حامد جون دیگه زن نمیخوای عزیزم🤣
۸ ماه پیششقایق
2ما تو صف هستیم بیا برو ته صف بابا دیر اومدی😂
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
از دست شما😂
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نوشین جان دست رو بد کسی گذاشتی😂
۸ ماه پیشندا
2سمانه جون بازم بعد نسیان رمان میذاری؟ من دلم برای خودت و قلمت تنگ میشه😢
۸ ماه پیششقایق
2سوال منم هست اتفاقا
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره عزیزم میذارم آماده ست رمان بعدی
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره عشقم نگران نباش یه اکشن درام اساسی داریم🤌🏻😈 البته اگه شرایط هموار باشه بتونم بذارم
۸ ماه پیشسهیلا
3برید کنار من اومدم😁
۸ ماه پیشسرو
3دیرآمدی گلم ولی خوش آمدی بفرما تحویل بگیر سایه چه کلاسی گذاشت برای حامد
۸ ماه پیشسهیلا
3بایدم کلاس بذاره و ناز کنه تو باشی واسه حامد ناز نمیکنی😂
۸ ماه پیشسرو
3نه دیگه باید میرفت براش نفس نفس میزد
۸ ماه پیشسهیلا
2این سمانه نامرده نمیذاره ما اون قسمتا رو بخونیم سانسور میکنه از همین الان بگم رمان بعدیت و سانسور کنی به خدا نمیخونم سمانه جون😎😂
۸ ماه پیشسرو
2سمانه نیستش فکر کنم داره دنبال تسبیحش تو جیب حامد میگرده😁😁
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اومدم اومدم😁 ببخشید دستم بند ظرف شستن بود به خدا😂
۸ ماه پیشسرو
2نویسنده که الان ظرف بشوره دیگه وای بحال ما
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
به خدا وقت نمیکنم سرم و بخارونم😭🤣
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
نه قول میدم سانسور نکنم😂😭 ولی اگه تونستی از رمان بعدی بگذر😈🤣
۸ ماه پیشسرو
3رمان بعدی هم اگه همش بخان پیشونی بوس کنن من نمیخونم
۸ ماه پیشسهیلا
2من خواستار فسق و فجور هستمممممممم🤣
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
میذارم تو نوبت🤣
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اگه دلت اومد نخون😉
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
من از دست کامنتای تو و سهیلا فقط میخندم🤣
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خوش اومدی
۸ ماه پیشسرو
2سمانه کجایی اون تسبیح توجیب حامد جاش امنه ولش کن بیا اینجا
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه حامد کنترل کردنی نیست🤣
۸ ماه پیشسرو
2توکه از کنترل نشده هاش نمیذاری که همش میخای کنترل کنی 🫣🫣
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه از این به بعد این شما و این حامدی که از خجالت همگی تون در میاد🤣🤌🏻
۸ ماه پیشسرو
3اگه نویسنده تویی اونجاهم باز کنترل میکنی😜😜
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
یه کاری میکنی لو بدما ببین 🤣
۸ ماه پیششقایق
3حامد و کاریزماتیک بودنش و قبول کنیم یا این شیطون بازیاش و لعنتی😁
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
جفتش🤌🏻😈
۸ ماه پیشسرو
3اصل یک مرد جذاب همینه دیگه
۸ ماه پیشفاطمه جون
3الهی بگردم سمانه جون داشتی ظرف میشستی خسته نباشی عزیزم😍
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزمممم
۸ ماه پیشسرو
3سمانه جون بد تو خماری گذاشتیمون خوب تو که پارت هدیه دادی دوتاخط بیشتر میگذاشتی عزیزم نشنیدی میگن یامزد تموم یامنت تموم این که نصفه بود فدات شم بعد نیای منت بذاری سرمون که پارت هدیه دادم بهتونا
۸ ماه پیشندا
3من تا چهارشنبه چجوری صبر کن حالا امتحانم و بیافتم تقصیر سمانه جونه😩
۸ ماه پیشسرو
3نه گلم درست رو بخون بهونه دست سمانه نده که دیگه بهمون پارت هدیه نده
۸ ماه پیشندا
3امتحان امروزم و که می افتم دیگه بدبخت شدم😶😂 فقط تو فکر این دوتام
۸ ماه پیشسرو
2مابچه ی تنبل تو گروه نمیخایم 👿
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
بشین درس بخون دختر
۸ ماه پیشندا
3بچه هااااااااااا بیاید حامد دوباره شیطون شدههههههههه😎😂
۸ ماه پیشسرو
3بچه همچین هوار هوار میکنی انگار چکار کرده اینا دیگه قدیمی شده
۸ ماه پیشسهیلا
3ما منتظر نفس نفسیم عزیزم این که چیزی نیست😁
۸ ماه پیشسرو
3آره دیگه آخه این بچه است فکر کرده کار شاقی کردن
۸ ماه پیشندا
3تصوراتم فقیره به خدا دست خودم نیست ذوق میکنم🤣🤣🤣🤣
۸ ماه پیشسرو
3نه گلم کدوم بچه ی این دوره زمونه تصوراتش فقیره که تو باشی عشقم
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ندا جون من و اذیت نکنید کلی من و تهدید کرده که اگه امتحانش و بیفته تقصیر منه🤣😭
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
الهی بگردم
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ای خدااااااا🤣
۸ ماه پیششقایق
3این سمانه جون کجاست چرا نمیاد جواب ما چشم انتظاران رو بده😣
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عشقم یه کوچولو دیگه صبر کن😭
۸ ماه پیشفاطمه خانم
3خدایا این کیه اخه زنگ میزنه مردیم از کنجکاوی و دلشوره
۸ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
تا پارت بعدی دندون سر جیگر بذارید خواهش میکنم🥺
۸ ماه پیششقایق
3ده دقیقه ست منتظرم فقط پارت باز بشه دیگه میخواستم جیغ بزنم😫
۸ ماه پیشسرو
3نه توراخداجیغ نزن جیغ روبذار برای پارت بعدی که هلاکیم
۸ ماه پیششقایق
3خودم و آماده کردم خودزنی کنم قشنگ با اینکه هنوز نمیدونیم چه خبره😂
۸ ماه پیشسرو
3منم نمیدونم فقط میدونم از غصه هلاکیم
۸ ماه پیششقایق
3ای حامد خان شیطووووووون😁🤗
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Sedi
2تا این ناشناس ما رو دق نده خودش و نشون نمیده🥹