پارت بیست و یک :

وقتی سرم به عقب کشیده شد، شعله‌های آتش کش آمدند و سایه‌های لرزانشان در هوای شب بازتاب پیدا کردند. درد از ریشه‌ی موهایم تا عمق جانم دوید و لرزی ناخواسته از ستون فقراتم پایین ریخت. کف دستم روی خاک سرد نشست؛ دانه‌های ریز نم‌گرفته در پوست انگشتانم فرو رفتند و سرمای‌شان زیر پوستم پخش شد.
بدنم روی خاک کشیده می‌شد؛ هر برجستگی کوچک زمین، هر ریشه‌ی نازک گیاه، هر سنگ‌ریزه‌ای که به پهلو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت اذر در رمان روح جنگل اذر
تصویر شخصیت لی لی در رمان روح جنگل لی لی
تصویر شخصیت هومان و مانی در رمان روح جنگل هومان و مانی
تصویر شخصیت فریبا در رمان روح جنگل فریبا
تصویر شخصیت پدر لی لی(الیاس) در رمان روح جنگل پدر لی لی(الیاس)
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۹

    2

    هوففف لامصب روانی خود منم نفسم سنگین شد 😅😅

    ۹ ماه پیش
  • پارمیس

    5

    الان یه سئوال مگه لی لی یه بار جون هومان و نجات نداده پس چرا میترسه به مانی بگه اون که کاری نکرده

    ۹ ماه پیش
  • ساینا

    1

    مانی که انگار تعادل نداره

    ۹ ماه پیش
  • رانا

    2

    واای لی لی نچ پس کی خلاص میشه

    ۹ ماه پیش
  • سوگند

    2

    بانو جان واقعا رومان زیبای نوشتید محشر بود 😍😘

    ۹ ماه پیش
  • پارمیس

    4

    مرسی فاطمه جون محشر بودش🫂💙

    ۹ ماه پیش
  • رها

    4

    مثل همیشه عالی بود دمت گرم و با آرزوی بهترین ها برات

    ۹ ماه پیش
کپی شد!