نسیان به قلم سمانه حسینی
پارت هفتاد و پنجم :
کاغذ ها را بالا و پایین کردم و جزئیات را بیشتر بررسی کردم، صدای خنده هایش اما حواسم را پرت کرد! نیم نگاهی به سمت ورودی هتل انداختم، بلاخره آمد. موبایل به دست چنان میخندید که صدای خنده اش همه جا را پر کرده بود! حسم خوب میدانست چه کسی پشت خطش است! از بین بچه ها که رد شد زمزمه ها هم آغاز شد! حس خوبی ازشان به مشمامم نمیرسید اما متین انگار چشمش هیچ کدام از این ها را نمیدید! وارد اتاق شدم و تکیه به د
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
مرسی از تو که با جون و دل کنارمی🥰🫂
۹ ماه پیشمیم
2سایه باید همونجا استعفاشو می نوشت بعد می رفت،مرتیکه رسما عقلشو از دست داده،عقلشو داده دست ویدا 😡😡🥺
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
باید مینوشت ولی متاسفانه اینجوری نمیشه
۹ ماه پیشمیم
2بیشعور میگه بیا بشین حرف بزنیم بعد این حرف حق می زنه،رئیس بازی درمیاره،حق دخالت نمی ده،انگار نه انگار این هتلو سایه داره می چرخونه،همیشه یادآوری می کنه صاحب هتله،دیگه رسما دیوونه شده 🥺😡😡
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
موافقم باهات🤌🏻😑
۹ ماه پیشمیم
2خاک برسرت متین احمق که با این حرفات گور خودتو هتلتو یجا کندی بدبخت 😡🤔
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقانم خودش نمیدونه داره خودش و بدبخت میکنه
۹ ماه پیشسرو
2ای خدا بزمین گرم بزنتت متین . سایه خودش باید استعفا بده وبیاد بیرون
۹ ماه پیشسهیلا
2مطمئنم سایه خودش استعفا میده یعنی باید اینجوری اتفاق بیفته
۹ ماه پیشسهیلا
2نههههههههههه متین عوضی آخرش زهرش و ریخت
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره😔
۹ ماه پیشسرو
2وای سهیلا جون کجای پارت ۷۳ مردم نمیتونستم پیام بدم داشتم جون میدادم
۹ ماه پیشسهیلا
2وای دور از جونت اتفاقا سمانه جون بهم گفت اینقدررررررررر اعصابم خرد شدا. خداروشکر درست شد حالا
۹ ماه پیشسرو
2درضمن دیدی این کثافت چکار کرد بیشعور کثافت کاریاش رو میکنه طلب کارهم هست
۹ ماه پیشسهیلا
2واااااااااااای ببین من برگام قشنگ ریخت تو اون پارت یعنی باورم نمیشد
۹ ماه پیشسرو
2من که دقیقا شبیه استوری سمانه جون شدم 😶😶
۹ ماه پیشسهیلا
2من دیگه کم مونده بود جیغ بزنم😂
۹ ماه پیشسهیلا
2ببین متین داره عقده ای بازی درمیاره چرا چون فهمیده حامد و سایه رو مرتیکه میخواد جیگر سایه رو خون کنه😡😡😡😡
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
گره اصلی تو پارتهای بعدی کاملا باز میشه
۹ ماه پیشافسون
3لعنت بهت متین چقدر وقیح و بیشعوری تو الهی بمیرم واسه سایه😭😭😭😭
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عقده ای شده
۹ ماه پیشافسون
2به چه حقی اخراجش میکنی مرتیکه مگه جز اینکه واست این همه کار کرده😡😡😡😡
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
واقعا😔
۹ ماه پیشسرو
2وای وای متین چرا اینقدر بیشعور شده چرا همچین کرد
۹ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
داره عقده ای بازی درمیاره
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

میم
2خیلی عالی بود سمانه جون،تشکر برای پارت هدیه 🥰❤️🙏🏻👏👏👏