پارت بیست و یک :
آرش با یه کاپشن چرمی اورسایز و گشاد، درحالی که زیر چشمهاش کبودی رو نعره میزد و موهای شلختهای که توی جهت باد یه طرف میرفت، با قدمهای شل و ولی به طرف شاهد میاومد.
کفشهاش رو با خستگی کف آسفالت میکشید و هیچ اختیاری روی گردنش نداشت؛ اگه ولش میکردن میتونست وسط خیابون سرپا بخوابه.
من خوب میتونستم علت خستگیش رو حدس بزنم؛ آرش کل دیشب درگیر پس گرفتن پیج شاهد نیوز بود، پ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
رابین
10شاهد نیوز و من هک کردم چون سهیل دیگ باید بار وبندیلش رو ببنده بره پی کارش
۵ ماه پیشTinaa
11آرش همونی نبود که به خاطر بیماری مادرش، ژنتیکی طور افسردگی داشت؟ و رو کتاباش حساس بود؟
۵ ماه پیشهانا
1آرهه
۵ ماه پیشهانا
0به نظرم این پارت بهترین سکانس نیمآرش بود😃😂
۵ ماه پیشهانا
7شیوا کم مونده بعد از قیامت و ضجه نیما و خنده ی آرش کیس سهیل و رامینو ببینه😃
۵ ماه پیشگلی
8اینکه ارش از کجا قضیه دیشب نیما رو میدونست عجیبه و وای خدایا من عاشق شیپ این دوتام نیما و ارش خیلی بهم میان😔😂
۵ ماه پیششیلا
6عرررررر آرش از کجا فهمید که چ اتفاق هایی برای نیما اینا که جن دیدن افتاده
۶ ماه پیشبرفین
5خوداااااااااااا منو گاو کن یکیو فدام کن مغزم داره به گاراژ میره
۶ ماه پیشآروشا
6میدونم چیزی بینشون هست فقط نمیتونم ثابت کنم 💔😪😔😔 راستی خسته نباشی نویسنده جون عالیه قلمت چندسال پیش جلد اول رو خوندم و دوباره امسال .دنبال بقیش بودم و تازه پیدا کردم عالیهه
۸ ماه پیش?بدون نام
1ای خدا اینااااا چ حسی دارن سر صبح ب خدااااااا تنتون میخواره مگه اخهههه 🥴🥴😕
۹ ماه پیشسالیا
0ارش کی بود یادم نی یکی بگه
۱۰ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
قلبم...💔🙂 چطورررررر آرش فاز تو فاز پسر عزیزمو یادت نمیاد؟ همون پسر عصبیه فصل دوم که همیشه یه کتاب دستشه و یه کنج نشسته همون عشق پنهونی نیما
۱۰ ماه پیشآریانا
4وایسا وایسا عشق پنهونیه نیما؟!
۱۰ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
آره دیگههه مگه نمیدونستی پشت هر دشمنی آتیشی یه عشق هست😭🤌🏻اینا عاشق همن من فقط نمیتونم اثباتش کنم
۱۰ ماه پیشآریانا
7دهنت سرویس خداوکیلی چه شود🤣🤣🤣🤣🤣
۱۰ ماه پیشسادات
10وقتی نویسنده نمیتونه ثابت کنه من چجوری بگم اینا بایدد شیپپپ شنننن؟؟؟
۹ ماه پیشمریم
5زینبببب توروخدا یه فانتزی مومنتی چیزی از نیمآرش بده دلم براشون تنگ شدهه😭😭😭
۱۰ ماه پیشسالیا
2زینب من بازم یاد نمیاد از اکیپ سهیل اینا بود؟ چجور اومد تو داستان یادممم نی
۱۰ ماه پیشwolf
1عزیزم یه بار توفص دو میبینی اره از اکیپشون بود و دوستاشون
۹ ماه پیشثریا
0باز یک درگیری😎
۹ ماه پیشفاطمه
0عالیییییییییی✨️
۱۰ ماه پیشصبا
0زینب جون تروخدا پارت بدع هاا اینا کمه
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Diaa
1اینت از هم بدشون میاد اینقد همو استاک میکنن خوششون میومد چی میشد