تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت هفتاد و چهارم :
از ظواهر امر بر می آمد که خبر هایی در گوشه و کنار این خانه در جریان است. فکرهای گوناگون به سرعت در سرش ردیف شدند و هر یک احتمالی شوم را با خود به همراه آوردند، با این حال تنها توانست به یک نتیجه برسد! ماهرخ یا شاید آن سایه های سیاه، مسبب بروز اتفاقاتی دور از چشم شهباز خان و پدر بزرگش بودند! چیزهایی که شاید باید پیش از انکه دیر شود از آنها سر در می آورد و به پدر بزرگش خبر میداد!
از آنجایی ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
نه عزیز دلم. پریزاد از ماهرخ و اون مرد ها شنید که میخوان خان رو بکشن به خاطر همین دوید سمت اتاق پدر بزرگش و شهباز رو اونجا دید. و وقتی جنازه پدر بزرگش رو دید از شدت شوک حالش بد شد. شهباز هم به خاطر اینکه نقشه هاش لو نره رفت تا پریزاد رو آروم کنه و خودش رو بی گناه جلوه بده.
۱۱ ماه پیشپری مامان دخی
0عجب این که خیلی بده. حالا چی میشه؟اموال می افته دست شهباز و خان میشه؟ بعد پریزاد را نکنه خدمه کنن؟و اموالشا از چنگش در بیارن
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
در ادامه متوجه میشید😊
۱۱ ماه پیشزری
0آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام آن بیند! محاله سهراب خان یه حدس هایی درباره شهباز نزده بوده به هر حال نوه هاش رو میشناخته به خصوص وقتی فهمیده بود نریمان سیاوش رو شناخته و دنباله و هدفش چیه
۱۱ ماه پیشسهیل۲۹
1ای شهباز بیشعور آب زیر کاه
۱۱ ماه پیشسهیل۲۹
1ای بابااااا چرا آخههه..اون اقا کی بود که فرمان قتل نریمان و خان بزرگ رو داده بوووود😭😭
۱۱ ماه پیشنیلوفرآبی
0نویسنده ی قشنگم؛؛؛ همینجوری که تونوشتن تبحر داری تودق دادن دل ماهم مهارت بسیاربالایی داری ینی دست مریزاد داری باباچیزی ازمون نموندکه
۱۱ ماه پیشآمنه
0پس همه کارها به فرمان شهباز خان هست اما الان پری باید فرار کند امیدوارم تمرکز کند که شهباز انجا بود وانها از نام اقا استفاده کردند که البته متعلق به شهباز اشاره شده ولی چرا زن نریمان همدست شهباز شده تا شوهرش و خان بزرگ رو بکشند من از سن زن نریمان نمیدونم ولی اگه جوان بود امکان عشق باشه احتمال زدم
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
کم کم مشخص میشه
۱۱ ماه پیشبانو
3خسته نباشید دیگه دل نذاشتی برامون که بگیم به دل بخونیم تا از بحران رد بشه این رمان باهرپارت تپش قلب میگیریم
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏🌷
۱۱ ماه پیشفخری
1پریزاد که پشت و پناهشو ازدست داد خیلی بد شد که.ممنون نرگس جان قلمت مانا🙏🏻🌹❤
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌹♥️
۱۱ ماه پیششکوه
5وای چراااااا اینجوری شد بانو جان اکلیل نخواستم حداقل دق نده مارو وای پری کوچولو قشنگم چرا همچین شد😶😐😑😔
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😢💔
۱۱ ماه پیشنیلوفرآبی
0این دیگه چجورشه شهباز بی وجدان هم برادرش وکشته هم پدربزرگه مهربون وسادش وکاش یکی میرسیدو پدربزرگه هنوز زنده میبود چه بلایی قراره سر پری کوچولوبیاد🥺🥺
۱۱ ماه پیشزینب
1سیاوش کجایی دقیقا کجایی کجاییییییی که عشقت در خطره زود برس
۱۱ ماه پیشسعادت
0آخ آخ امان از دل خون پریزاد سیاوش کجایی به فریاد برس دیگر پریزاد تاب وتحمل ندارد همین طور ما مخاطبین
۱۱ ماه پیشSedna
0وای خدای من چی شد🥺🥺🥺اون مرد منظورش از دستور آقا شهباز بود واقعاً 🤔یعنی شهباز و ماهرخ همدستان😥 یاخداااا سیاوش دیگه واقعا وقتشه پیدات بشه پری رو نجات بدی
۱۱ ماه پیشالی
1یجوری استرس گرفتم که همه رو تند تند خوندم تا ببینم چی شده
۱۱ ماه پیشراز
3مطمئنم کار شهباز هست هم بخاطر مال و اموال هم بخاطر اینکه فک میکنه شیاوش نریمان رو کشته
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

پری مامان دخی
2الان پریزاد یواشکی شنید شهبازدستور کشتن نریمان راداده بعد دوید اومد به خودشهباز پناه اورد؟؟؟؟؟؟