رفاقت ممنوع (جلد سوم) به قلم ریحانه عیسایی (زینب)
پارت پانزده :
اونا گیرش انداختن؟ اونم یه بچهی چهارده ساله رو؟
اون بیشرف فقط برای یه احتمال که تازه توی قرعهکشی ممکن بود جز اشکان با هرکس دیگهای بیوفته چنین کاری کرد!
نه، من برای درک اینکه اشکان چقدر ناراحتی و درد کشیده بود یکم زیادی احمق بودم.
فکر به اینکه اون لحظه میدونست داره برای چیزی میدوه که میدونه بهش نمیرسه، فکر به تمامی زحمتهاش سختیهاش همش بخاطر یه عقدهای به باد
مطالعهی این پارت حدودا ۳۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
رویا
14فقط یکم نیاز به فکر داره تا متوجه شد که سپهر واقعا پسر با فکریه اون چیزایی تو ذهنش هست چیزایی دیده که میدونه برای شیوا وحشتناکه اون فقط داره از شیوا مراقبت میکنه که بلایی سرش نیارن و زندگیش از اینی که هست داغون تر نشه بچه خیلی گناه داره حقش هیت نیست🥲
۲ ماه پیشهانا
12ولی سپهر فقط نگران شیوا بوده درسته بلد نیست ابرازش کنه ولی بازم همه این حرفا بخاطر محبتشه
۲ ماه پیشفن رمان
19عادیه که رو مهران کراشم؟
۳ ماه پیشمیرا
7همچی درهم شد که
۳ ماه پیشبرفین
10بنظرم همش زیر سر شهرامه😐 من بعد از این رمان یک تراپی نیاز دارم
۳ ماه پیش؛.
8عادیه که فک میکنم مهره اصلی همایون یا همون منوچهرِ؟ 😂😂😂
۴ ماه پیشآوا حاتمی
18به نظرم سپهر ی چیزایی رو میدونه که نباید شیوا از اون خبردار شه
۴ ماه پیشMAVI
4عادیه که اصلا از سپهر خوشم نمیاد و حس میکنم یجا بدجور بگایی میسازه برای بچه ی مظلوم و قشنگم؟
۵ ماه پیش
ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان
پارتای جلوتر این بچه خودشو اثبات میکنه😭فقط یکم به قول شاهدیا بیمایهست و از یه چیزایی ترسیده و پنهونکاره چیزی توی دلش نیست عاشق دلخستهی شیوا که بوده🤣
۵ ماه پیشراحیل
8عالیییی بود ، استایلاشون فقط😂✨
۶ ماه پیشآیلین
10ولی من یه جورایی به سپهر حق میدم اون بخاطر خود شیوا اون حرفارو زد
۶ ماه پیشمهران فن
10ترکیب این شیش نفر و کنار هم خیلی دوست دارم 😉
۷ ماه پیشثریا
2با هم عالین
۶ ماه پیشفاطمه
8الهی بمیرم برا اشکان چی به سر بچه اوردن🥲
۷ ماه پیشثریا
7چه تیپی هم زدن😎😂
۷ ماه پیشمانا
3به به به بهههههههه
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
مبینا
10عادیه که دارم شیوا و مهران و شیپ میکنم؟