پارت شانزده :

نیما فرمون رو جوری می‌چرخوند که انگار سوار خرِ خونه ی پدر بی پدرش شده.
سرِ سامان و پویا که مثل یه تیکه بُت عقب ماشین بی‌حرکت نشسته بودن، سر هر دست انداز دارکوبی جلو عقب می‌شد.
رامین درحالی که دو چاک پیژامه‌اش رو بالا داده بود، دست‌هاش رو به شیشه‌ی ماشین تکیه زده و متفکرانه توی فکر فرو رفته بود.
مهران با بیخیالی گوشیش رو توی هوا تکون می‌داد و به بازی کردن ادامه می‌داد.
نیم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Diaa

    6

    هنوزم کنجکاوم نیما کجا زندگی میکنه؟ خورد و خوراک و لباسشو از کجا میاره؟ زندگیو چجوری میچرخونه

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    6

    منم همین میخوام بدونم اصلا مامان نیما تو یه اتفاق عمدی مرد یا غیر عمدی؟ مثلا زینب تأیید کرد که نریمان بعضی موقع ها میاد خونه یعنی نیما به تخم مرغشم نیس؟ رفتارش با نیما چجوریه چون قبلا یکم توجه داشت بهش کع میگفت کمربندت ببند الان چجوریه باهاش نمی خواد نیما مجبور کنه جا پای باباش پا بزاره یا شغلش چیه

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    8

    نریمان نیما رو دوست داره خیلی هم دوست داره منتها بلد نیس پدری کنه فک میکنه همین که دورادور بهش سر بزنه یا یکم پول بهش بده داره حق پدری رو به گردنش تموم میکنه و بماند که نیما رو خیلی قبلا عذاب داده بدردنخور، مرگ مادر نیما هم اتفاقی نبود خود نیما تو مصاحبه گفت ، و شغل نیما هم یه حسی به من میگه رازشه

    ۲ ماه پیش
  • نسترن

    5

    خب کاش زینب اینارو تو رمان شفاف تر بگهه

    ۲ ماه پیش
  • همزاد متین

    2

    اصلا به این دقت کردین که تقریبا متین *** نریمانه

    ۲ ماه پیش
  • لیمو

    2

    خب تو اون مصاحبه ای که میگی، نیما گفت دلیلش چی بوده؟ من نخوندم اونو

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    2

    سوال خوبیه دقیقا همین که نیما گفت اتفاقی نبود بغض کرد و نگفت چی شده و اینگونه ما در پی یافتن حقیقت مانده ایم، فقط میتونم راهنمایی کنم ،نیما فصل اول آخراش که مست شد برگشت راجب نریمان گفت منو بی ننه کرد حالا رفته زن گرفته(یه همچین چیزی) دیگه احتمالا غیر مستقیم تقصیر نریمانه

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    1

    نیما دقیقا همین جا بغض میکنه و نمیگه چی شد،ولی آخر فصل اول وقتی مسته و داره هذیون میگه ،میگه مرتیکه(نریمان) ننه منو کشته حالا رتبه زن گرفته(بخدا خیلی وقته نخوندم درس یادم نیس) و احتمالا کار به طور رسمی یا غیر مستقیم تقصیر نری جونه

    ۲ ماه پیش
  • فن شیپ رابشکان

    2

    داداش دیگه *** به هیکل پسرشو نمیشد گفت عشق خب نری جون متاسفانه فکر میکنه باید نیما به حرفش گوش بده از پارتی که رفت دنبالش تا ببرتش رستوران مشخص بود چه ذذی خشنیه ولی در هر حال اگه دوسش داری ولی محبت بلد نیستی و نمیتونی انجامش بدی سعی کن نرینی تو زندگی پسرت با اخلاق تخمیت که بشه پر از تروما و حسرت

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    1

    ببینن.. نمیتونم وایبی که از نریمان میگیرم و برات توصیف کنمم🤣🤣 کاملا موافقم که آشغاله و باید بگم نوشین میتونه در برابر نریمان یه فرشته باشه منظورت چیه؟اما، نمیدونم چرا نریمان یکمی در نظر من یکی تو مسائل خانوادگی ساده میزنه صد البته که روانیه ، ولی انگاری خودشم همچین آدم خوشبختی نبوده

    ۲ ماه پیش
  • فن شیپ رابشکان

    1

    خب ببین نوشین جان که مادر بسیار نمونه ای اصلادر عشق ورزی حرف اول و میزنه جدا از شوخی بخوای نوشین یک چسه از نری جون بهتره و نری جون معمولا شخصل نمیزنه یارو گرگه این برادر کسیه که تر میزنه تو زندگی ملت ولی خب اگه بخوایم از دید دیگه نگاه کنیم همه آدما از اولش بد نبودن و این قضیه برا نری هم شاید صدق کنه

    ۲ ماه پیش
  • فن شیپ رابشکان

    2

    خلاصه شو بخوای بگی نری جون ورژن پرومکسه نوشینه اصلا مامی و ذذی برا هم ساخته شدن

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    2

    نکن توروخدا ، این شیپ و میبینم حالم تا فردا صب بد میشه،به این فک کن که نیما و شهرام باهم داداش ناتنی میشن دقیقا صد لول از سهیل و ماهیار بدتر ، بعدم نریمان متین و ص.غ.ی.ه میکنه بعدش میاد مامانشو میگیره:)؟ عالیه

    ۲ ماه پیش
  • فن شیپ رابشکان

    2

    حاج شری خوبی های زیاده برای زندگی ملت بخشیده و بله ممکنه همو ماچ برادرانه کنن و چوب های زیادی رو در با۳ن نه یعنی در حلق هم فرو کنن و سپس ماچ کنن همو که اونم از دوست داشتنو عشق زیاد بهمه الگوشون خاویار و سهیل هستش(ترس فراوان از بلاک شدن😭😭هنوز اکانت نازنین مو پس نگرفتم عرر فراوان و زجه😭😭)

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    3

    کار میکنه ، باباش بهش پول میده ولی از اونجایی که شغ شریفش ق.ا چ.ا قه ازش قبول نمیکنه حالا اینکه خودش چیکار میکنه رو نمیدونم بجز اون نیما بیشتر وقت ها خونه دوستاشه و چون از بچگی همینجوری بوده برا یکی مثل مهران و رامین و خانواده هاشون رسما یه عوض خانوادس

    ۲ ماه پیش
  • فن شیپ رابشکان

    1

    خواهرم بیا توهم بزنیم در پشت صحنه در دور دستا میره خونه عضله تزریقی(سه بار)🚬

    ۲ ماه پیش
  • Diaa

    1

    من اصلا نمیتونم چنین توهمی بزنم

    ۲ ماه پیش
  • بماند

    2

    بعد عضله تزریقی درحالی که با پیش بند آشپزی پشت گاز داره واسه شوهر چش سبزش قورمه میپزه با شنیدن صدای زنگ گل از گلش میشکوفه و به سمت در پرواز میکنه تا عشقش و در آغوش بگیر..تف به سناریو های مغزم.:)

    ۲ ماه پیش
  • فن شیپ رابشکان

    2

    و بعد به پیشواز تخت و..(امان از مغز کثیف🤡🚬)

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد

    3

    حالا همتون عاشق نیما و مهرانین ولی من عاشق رامینم🤣پسر مظلومم😂نوه نتیجه ***😂

    ۴ ماه پیش
  • قابلمه قرمه سبزی

    3

    انقدر با این پارت خندیدم اینترنتم تموم شد😭😭🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • رویا

    21

    کاش پسر بودم و تو دنیاشون زندگی میکردممممم کاش رفیقشون بوووودم😭😭✨️

    ۵ ماه پیش
  • هانا

    4

    پس جفی جون توت فرنگی دوست داره😔🤣🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • Fyolso

    5

    اکیپ خرابکارا😂 چقدر کنار هم شیش نفری خوبن 😭🔥

    ۵ ماه پیش
  • گلی

    8

    من از این ناراحتم که چرا زود تر این رمانو کشف نکردم اما خب بازم خدارو شکر که تونستم بهش برسم و بخونمش امیدوارم منو به عنوان طرفدار ابدی این رمان بپذیری و ببخشید که اینقدر حرف زدم

    ۵ ماه پیش
  • گلی

    5

    این رمان تو قلب من جا کرده و اولین نوشته ای هست که منو وادار به قهقهه زدن کرده و با هر بخش چنان میخندم و با بخش دیگه غم به قلبم میشینه و من بابت نوشتن این شاهکار ازت ممنونم

    ۵ ماه پیش
  • گلی

    3

    اول سلام به نویسنده این شاهکار حقیقتا بعد از سالها بازم دنیای رمان رو نصب کردم اولین رمانی که بهش برخوردم رفاقت ممنوع بود. از همون اولی که شروع به خوندنش کردم جوری عاشقش شدم که حتی بعضی وقتا خوابشو میبینم من با این رمان هم ترس رو، هیجان رو، استرس، شادی، تلخی و گریه رو تجربه کردم

    ۵ ماه پیش
  • Tinaa

    5

    وای عاشقِ قسمتِ تصادف شدم🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • شیلا

    6

    وای من عاشق این رمان هستم 😂 مخصوصا جفی جون

    ۶ ماه پیش
  • منم

    22

    نیما جوری فرمونو میچرخوند انگار سوار عمش شده واییییییی🤣🤣🤣🤣

    ۱۰ ماه پیش
  • Mobina

    6

    این متن و تغییر داده :(((

    ۷ ماه پیش
  • Mobina

    16

    کاش میشد از رمانت سریال ساخت:)عاشقتم دختر

    ۷ ماه پیش
  • هانا

    6

    دلم واسه سپهر سوخت گناه داشت بچه

    ۹ ماه پیش
  • ثریا

    11

    از دست اینا😂😁 طفلک رامین مظلوم 🥲💔

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️