پارت شانزده :

نیما فرمون رو جوری می‌چرخوند که انگار سوار خرِ خونه ی پدر بی پدرش شده.
سرِ سامان و پویا که مثل یه تیکه بُت عقب ماشین بی‌حرکت نشسته بودن، سر هر دست انداز دارکوبی جلو عقب می‌شد.
رامین درحالی که دو چاک پیژامه‌اش رو بالا داده بود، دست‌هاش رو به شیشه‌ی ماشین تکیه زده و متفکرانه توی فکر فرو رفته بود.
مهران با بیخیالی گوشیش رو توی هوا تکون می‌داد و به بازی کردن ادامه می‌داد.
نیم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهشاد

    1

    حالا همتون عاشق نیما و مهرانین ولی من عاشق رامینم🤣پسر مظلومم😂نوه نتیجه ***😂

    ۴ هفته پیش
  • قابلمه قرمه سبزی

    2

    انقدر با این پارت خندیدم اینترنتم تموم شد😭😭🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • رویا

    19

    کاش پسر بودم و تو دنیاشون زندگی میکردممممم کاش رفیقشون بوووودم😭😭✨️

    ۲ ماه پیش
  • هانا

    4

    پس جفی جون توت فرنگی دوست داره😔🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • Fyolso

    4

    اکیپ خرابکارا😂 چقدر کنار هم شیش نفری خوبن 😭🔥

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    7

    من از این ناراحتم که چرا زود تر این رمانو کشف نکردم اما خب بازم خدارو شکر که تونستم بهش برسم و بخونمش امیدوارم منو به عنوان طرفدار ابدی این رمان بپذیری و ببخشید که اینقدر حرف زدم

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    4

    این رمان تو قلب من جا کرده و اولین نوشته ای هست که منو وادار به قهقهه زدن کرده و با هر بخش چنان میخندم و با بخش دیگه غم به قلبم میشینه و من بابت نوشتن این شاهکار ازت ممنونم

    ۲ ماه پیش
  • گلی

    2

    اول سلام به نویسنده این شاهکار حقیقتا بعد از سالها بازم دنیای رمان رو نصب کردم اولین رمانی که بهش برخوردم رفاقت ممنوع بود. از همون اولی که شروع به خوندنش کردم جوری عاشقش شدم که حتی بعضی وقتا خوابشو میبینم من با این رمان هم ترس رو، هیجان رو، استرس، شادی، تلخی و گریه رو تجربه کردم

    ۲ ماه پیش
  • Tinaa

    4

    وای عاشقِ قسمتِ تصادف شدم🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • شیلا

    6

    وای من عاشق این رمان هستم 😂 مخصوصا جفی جون

    ۳ ماه پیش
  • منم

    21

    نیما جوری فرمونو میچرخوند انگار سوار عمش شده واییییییی🤣🤣🤣🤣

    ۷ ماه پیش
  • Mobina

    6

    این متن و تغییر داده :(((

    ۴ ماه پیش
  • Mobina

    15

    کاش میشد از رمانت سریال ساخت:)عاشقتم دختر

    ۵ ماه پیش
  • هانا

    5

    دلم واسه سپهر سوخت گناه داشت بچه

    ۶ ماه پیش
  • ثریا

    10

    از دست اینا😂😁 طفلک رامین مظلوم 🥲💔

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    9

    هیچوقت تصور نمیکردم کا رامین پیژامه بپوشه😂

    ۷ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!