بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت چهل و نهم :
چکمه با صدای سنگین و خفهای به در چوبی حمام، درست کنار سر نریمان، برخورد کرد.
چند تکه گل خشکشده از آن پاشید و چکمه با صدایی سنگین روی زمین افتاد.
نریمان سر جایش خشک شد. دستش روی دستگیرهی در مانده بود.
به آرامی... خیلی آرام... به سمتم برگشت.
صورتش دیگر نه غمگین بود و نه خسته.
شوکه شده بود. با ناباوری کامل به چکمهی روی زمین و بعد به من نگاه میکرد.
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
هلیا
1خیلی زیباست ، بسیار ممنونم نویسنده عزیز💞
۵ ماه پیشهلیا
0دلمون برات تنگ شده بود مرد
۵ ماه پیشهلیا
0چقدرررر خوب که فرداد اومددد🫠
۵ ماه پیشزهرا z
2وایی ساناز جونم فرداد فقط به رخساره میاد و دوس ندارم هیچ *** دیگه ای جور بشه تو رو خدا😘🌹❤️🙏
۵ ماه پیشباران
1اخ جون فرداداومد دلم تنگ شده بودبراش
۵ ماه پیشAnita
3عجب گیری کرده رخساره بیچاره.این همه پسر کراش اینجا ریخته سر یه دختر اون وقت هزار تا سینگل بدبخت این پشت داره ناخون میجوعه😂
۸ ماه پیش....
0اینا حتی شخصیت منفی هاشون هم کراشن (عطای خاک بر سر)😔 ولی ما مثبت و منفی کراشی نمی بینیم 😭
۵ ماه پیشفاطمه
2اوهوم فرداد فکر بد نکنیا خودت که رخساره رو میشناسی استاد شستن و پهن کردنه😎
۱۰ ماه پیشفاطمه ۲۴
4چقدر این پارت با این اهنگ چسبید..🤌 خیلی کیف کردم رخساره جواب نریمان رو داد اصلا احساس سبکی میکنم😁 و..... بالاخره فرداد عزیزم پیداش شد.. کجا بودی مرد ؟ نمیگی دلمون برات تنگ میشه 🙃
۱۰ ماه پیشپرنیا
1ولی من خیلی این رمانتو دوست دارم ساناز فوق العاده اس 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
۱۰ ماه پیشپرنیا
0فرداد جون بنظرت اون مطیع برادرت میشه ؟؟؟ ولی الان فک میکنه رخساره دیگه کیه 😂😂همه رو تو آب نمک خوابونده😂😂
۱۰ ماه پیشZinb
1دلم برای فرداد تنگ شده بود 🥲
۱۰ ماه پیشپرنیا
4نریمان هم هرچی کرک و پر بود با این حرکت رخساره ریخت 😂😂الان اون یکی داداش هم عاشق جسارتش میشه
۱۰ ماه پیشZinb
1نریمان هنوز از شوک خارج نشده تفلک 😂
۱۰ ماه پیشپرنیا
2آهااا اینه اون رخساره ای که ازت انتظار داشتم دختررر💪💪
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
0ولی هیچکس فرداد نمیشه