آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت پنجاه و هفتم :
به تماسش پایان داد و به سمت ورودی لابی اصلی رفت. مأموران انتظامات ساختمان حتی واکنشی نسبت به او نداشتند، مشخص بود که او را به خوبی میشناسند. هنوز هم خیره به او بودم و تازه متوجه شدم که ناخودآگاه در حال فشردن دندانهایم بر روی هم هستم.
کایا خودش را به آرامی جلو کشید. سرش را کنار سرم نگه داشت و زمزمه کرد:
_ این همونه؟
صدایش باعث ایجاد رعشهای کوتاه در شانههایم شد. نگاه از روبهâ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0چقد خوشحالم که برگشت بالاخره و اونجایی که رفته بود هتلشون فک کنم آقا نگران شده بود که نکنه رفته باشه؟😌
۲ ماه پیشترنم
0داداش درسته گوگولی هستی ولی عقل نداری آخه کدوم زرنگی تو این خلوتی این مرده رو تعقیب میکنه..یه فرد باقدرت و با نفوذ
۲ ماه پیشترنم
0ببخشید به دستکشی گفت کچل؟نه تو خوبی پرنسسعلی
۲ ماه پیشAida
1حس میکنم کایا جدا از گوگولی بودنش،مغزی هم نداره،که اگه داشت دنبال همچین آدمی راه نمیافتاد،البته خب تارام باید حواسش میبود ولی دیگه!!
۲ ماه پیشنبات
0دنبال آقای دستکشی یا تارا؟
۲ ماه پیشنبات
0اگه منظورت آقای دستکشی بلاخره از یجا باید شروع میکردن نمیشد تارا منتظر باشه تا ببینه چه اتفاقی میوفته. کایا که خیلیی گوگولی بچم نخواست تارا تنها باشه🥲
۲ ماه پیشAida
0خب خطرناک بوده،قطعا راه های بهتری هم بوده برای دنبال کردنش،اما بنظر من اگه بهترین و بی خطر ترین راه رو انتخاب میکردن و اون کتک قشنگو نمبخوردن،خیلی رمان مصنوعی میشد و الان بنظرم روند رمان توی بهترین حالتشه🥲
۲ ماه پیشنبات
0اون دعوای بسیار زیبا به پارت ۱۱ تا ۱۱۴ فک کنم باید برسی دوباره دربارش صحبت میشه شاید باورت نشه ولی تئو بچه هاشو بخاطر اون دعوایی که کرد میخواست از دست بده
۲ ماه پیشAysan
7همچنان با اینکه شدت خفن بودن دستکشی زیاده ولی من کایا رو ترجیح میدم ، واقعا سافته🙂 ↔️😂
۵ ماه پیشمحی
0از من ب تو نصیحت دستکشی فن نشو
۵ ماه پیشنبات
21فرزندم بخوان و آگاه باش که دستکشی فن بودن آینده ای تاریک و سیاه ارمغان می آورد 🔮😈✨️ مردی که ابهتی به وسعت برج سیاه داشت روزی به زانو درخواهد آمد ...مشت هایی که کوبیده شد ...آینده ای سیاه به رنگ کبودی هایی که به وجود آورده بود .....فرزندانی که در حال از بین رفتن بودند .....
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
خدا نکشتت این چی بود خوندممممم🤣🤣🤣
۵ ماه پیشمحی
1واییییی خیلی باحال گفتیییی🤣🤣
۵ ماه پیشنیل
0خدا نکشتت وای خوشمممم اومد 😂😂😂براووو
۵ ماه پیشنانا
0وای جرررر این چه سمی بود من خوندم🤣🤣
۵ ماه پیش⁓A⁓
0کامنت ها عالیههه🤣🤣🤣
۵ ماه پیشهستی
0عالی بودددد😂😂🤣🤣🤣🤣🤣
۵ ماه پیشhasti
3معلومه که کایا خیلی خوبه؛ زودتر بیا پارت های بعدی قشنگ لذت ببری💞
۵ ماه پیشفن همه
0اتفاقا ازطرف یک دستکشی فن وفادار بهت میگم بیا تو تیم ما عزیزم کایا پرنسسعلی حقیری بیش نیست.😜😜😜😜😜😜
۵ ماه پیشمحی
0بیا پارت ۱۱۲رو بخون عشقم🫣😂
۵ ماه پیشنانا
0نکن محی قلب بچه رو نشکون بزار تو دنیای خودش بمونه😂💔
۵ ماه پیشمحی
1راست میگی گناه داره🫣😂😂
۵ ماه پیشنانا
0چقدر تو مهربونی اخه😂😂
۵ ماه پیشمحی
0وایی وایی بنظرتتتت الان خوندههه؟خیلی دوسدارم بدونم واکنشش بعد خوندن پارتای ساید استوری چیه🤣🤣🤣
۵ ماه پیشنرگس
6حالا که اینقد سنگشو به *** می زنید برید پولاتونو رو هم بزارید بدین بره مو بکاره طفلی😂🙄
۵ ماه پیشAysan
2چه پر حاشیه شد😂 ، بابا به خدا فن کایا ام فعلا دستکشی چیه آخه🙏🏼😂
۵ ماه پیشنرگس
0افرین همینه😂🌚من برا خودتون میگم بعدا پشیمون میشید 😂🙄
۵ ماه پیشفن همه
0در خصوص کنجکاوی دوستان هنوز وقت نکردم پارتارو بخونم اما از فن دستکشی بودنم نمیگذرم،اصلا پسر باید کچل باشه چیه اون پرنسسعلی بااون موهاش انگار همین الان زیر دست شهلا خانم آرایشگر محل برای یه عروسی شینیون کامل کرده 🤣🤣🤣🤣🤣
۵ ماه پیشنرگس
0اره تو همچنان دستکشی فن بمون وقتی اون پارتی که من عاشقشم رو خوندی بهت سلام میکنم🙂🤣🤣🤣🤣کامنت بزاریاااااا پارت ۱۱۲ منتظرتم🤣💜
۵ ماه پیشدینا
3🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 (فقط اونایی که پارت هارو تموم کردن دلیل خنده هامو میفهمن)
۵ ماه پیشزن آهی
0از این به بعد دستکشی به کچل تغییر اسم داد اونم فقط بخاطر عشقم کایاااا
۵ ماه پیشKimia
3من از دستکشی خوشم نمیاد چون کچله ، کایا هم طنزه هم گوگولی هم جدی 🚷
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
منم منم🤝🏻
۵ ماه پیشمژگان
6شوهر روانپریش و کچلم در نزد با لگد وارد شد
۵ ماه پیشدنیز؛
11کایا یاخیلی باهوشه یا اونم تو این قضیه س
۶ ماه پیشmacani
11دستکشی خفن من😎😎(استنتاج بهترین تبیین #منطق🫰🫰)
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
انسانیا دارن همدیگه رو پیدا میکنند🥲😂
۷ ماه پیشهانا
1لو رفت که 🤣🤣🤣
۷ ماه پیشنفس
0او جالب شد
۷ ماه پیشHln
1اوه اوههه بد شد که لو رفتی دختر
۷ ماه پیشمحرابی
1ممنونم زیبا بود. وای بیچاره شدی این روانی بازاومد ببین چه کنه باهات باز
۷ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
💜💜
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0تارا که کلا خودشو عوض کرد ببین دستکشی چقد اینو از بَره که فوری شناختش