تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت شصت و نهم :
*****
لباس های سیاهش را به تن کرد و زمانی که چارقد مشکی را بر سرش گذاشت، تازه نگاهش با انعکاس چهره اش در آینه گره خورد.
رنگ پریده اش با وجود تیرگی چارقد بیش از پیش خود نمایی میکرد و هاله سیاهی که به دور هر دو چشمش پدیدار شده بود، نشان از بی خوابی های ادامه دار این چند روزش داشت. هفت روز دلتنگی و وحشت، هفت روز اشک ریختن و غصه خوردن؛ چنان که گویی تکه ای از قلبش کنده شده و پیوسته در غم فراق
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
zahra
0خسته نباشی نویسنده توانای من 💙💙💙💙💜💜💜💜💗💗💗💗
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🥰💗
۱۱ ماه پیشفخری
1سپاس فراوان نویسنده جان خسته نباشی عزیزم عالی بود مرسی از قلم زیباتون 🙏🏻❤🌹
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🧡💙💜
۱۱ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏😊🌷
۱۱ ماه پیشهیفا
0چه جای حساسی چراهرپارت ماروتوخماری میزارید یعنی چی شده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🥺🥺🥺
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
1ممکنه سیاوش اومده باشه؟
۱۱ ماه پیشزهرا z
2خسته نباشی نویسنده توانا دلمون از غم پری خون شد الهی بگردم🥺🥺🙏💞💯
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💝💝💝
۱۲ ماه پیشسعادت
2وای که از غم پریزاد نویسنده جان به فریاد برس 🥲🥲
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
❣️❣️
۱۲ ماه پیششکوه
3تا سیاوش نیاد این پارتها اکلیلی نمیشه بانوجان 😥💔❤️ 🔥❤️ 🩹
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🤔
۱۲ ماه پیشنیلوفر آبی
4تورخدااااپریزادوشهبازازدواج نکننا ایشالله که سیاوش اومده باشه یکم دل ماوپری جون آروم بگیره مرسی نویسنده جونم
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🤗🌺
۱۲ ماه پیشزری
0نویسنده جان هممون رو کردی خانم مارپل😉😄
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😅😅😅
۱۲ ماه پیشالی
2خدا وکیلی آخر هر پارت همچین تو خماری میمونم که حد نداره،🤣🤣🤣یعنی چه خبر مهمی بود؟؟
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😊💖
۱۲ ماه پیشمعصومه
0سلام وخسته نباشی پارتها عالی ودرعین حال ماندن تو خماری واسترس باز چی میشه یعنی سیاوش داره میات دلم به حال پری سوخت تو دوراهی مونده
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌷♥️🌷
۱۲ ماه پیشمهین
1سلامدنویسنده ی عزیزم ممنونم بابت رمان زیبات امیدوارم هر چه زودتر پریزاد از حال سیاوش با خبر بشه و دوباره امید و امنیت به داش برگرده قلمت پایدار و مانا باشه
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌹🌹🌹
۱۲ ماه پیشآمنه
0فکر کنم سیاوش اومد ولی فکرم مشغوله اینکه شاید شهباز به یکی سفارش کشتن نریمان رو داده چون از موضوع اصلی که قصد کشتن پریزاد را دارد می داند و میخواست همه را از شر برادرش کند ولی گردن سیاوش انداخت پارت عالی
۱۲ ماه پیشزری
2اگه پریزاد تو انسانیت بخواد شهباز و سیاوش رو با هم مقایسه کنه اونوقت عقلش هم با دلش به نفع سیاوش متحد خواهند شد. شهباز یکبار تو مرگ برادرش با امر به حمله به روستا ،بی رحمی خودش رو نشون داد . پریزاد عزیزم کمی هوشیار باش
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0نمیدانم چرا ولی حس بدی به شهبازخان ندارم ودلم براش میسوزه