تیغ بر پرنیان به قلم نارسیس زد ای آر
پارت شصت و هشتم :
نفس پریزاد با شنیدن حرف های ماهرخ بند آمد و چشمه بغض و اشکش در جا خشکید. دلش برای هزارمین بار از زبان تلخ این قوم شکسته و بار سنگین بی آبرویی کمرش را خم کرده بود!
نمیدانست تا کی قرار است اینگونه طعمه تهمتش کرده و بی گناه محاکمه اش کنند. گویی دروغ های نریمان خان همه جا پیچیده بود و همه او را گناهکار میپنداشتند.
با ادامه سکوت پریزاد، ماهرخ جسارت کرد و مشت هایش را محکم تر کوبید؛ اما این
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
به زودی....
۱۲ ماه پیشهانا
0بیچاره پری خدا کنه شهباز همین جور بمونه هر چند بعید میدونم فکر کنم اینم کم کم رنگ عوض کنه مرسی بانو جان بابت قلم زیبات
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💞💞💞
۱۲ ماه پیشراز
1وااای چقد دلم واسه پری گرفت بیچاره پری زاد
۱۲ ماه پیشهیفا
1یه بوهای بدی ازشهباز به مشام میاد سیاوش هم معلوم نشد چی شد این دختر مظلوم مونده پیش ازدهای دوسر
۱۲ ماه پیشسعادت
2آخ پریزاد من سپاس فراوان بانو یه دونه ای اونم برای نمونه ای🌸🌸
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
😍😃🌻
۱۲ ماه پیشفخری
2سپاس فراوان نویسنده جان خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻🌹❤
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
💞💞💞
۱۲ ماه پیشzahra
2مرسی نویسنده عزیزم عااالی بود باز خداروشکر شهباز مراقبش هست ... البته امیدوارم شهباز هم رنگ عوض نکنه
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🌷🌹🌷
۱۲ ماه پیشزری
2فکر کنم شهباز از اون آدمایه که شیطون رو درس میده .عالیه نرگس بانو
۱۲ ماه پیشzahra
2منم دقیقا موافقم از اون مدل آدم هایی که آروم آروم پیش میرن که بد جلوه نکنن
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
مرسی😊❣️
۱۲ ماه پیشمرضیه
7ممنون ازت نویسنده جون .عالی بود.طفلی پریزادچه سرنوشت تلخی داره
۱۲ ماه پیش
نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان
🙏💔
۱۲ ماه پیشزهرا z
1خسته نباشی نویسنده توانا 💯💞💞😘❤️
۱۲ ماه پیشالی
2ای کاش بابابزرگه زودتر برگرده.این دختر هلاک شد تو دست این قوم
۱۲ ماه پیششهد
1هردم از این باغ بری می رسد تازه تر از تازه تری می رسد
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0کی میشه پری قوی شه و بتونه ازحقش دفاع کنه...