پارت ده :


((سه سال پیش، 31شهریور))

جواد کلمات رو کنار هم می‌چید و همشون توی ذهن من یه تصویر واضح می‌شدن.

سیزده چهارده سالش بود، قدش حالا تازه به صد و هفتاد و نه رسیده بود؛ می‌تونستم جوش‌های سر قرمزی که تازه داشتن روی گونه‌هاش تخم می‌ذاشت تصو ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!